userinfo close

طبقه بندی سوال ها

سرویس های کلوب دات کام
تجارت و پول
مراجع و تحصیلات
علوم
جامعه ، قوانین
ورزش و تفریح
کامپیوتر و رایانه
الکترونیک و دیجیتال
سلامتی
خانه و خانواده
مذهبی
زیبائی و آرایش
حمل و نقل و ماشین
حیوانات خانگی
بارداری و والدین
علوم اجتماعی
جامعه و فرهنگ
سفر
اماکن سیاحتی زیارتی
هنر و سرگرمی

گروه متخصصان قرآنی

» مدیر گروه
  • سخن اَشنا , sokhanashna
» اعضای گروه
  • پاسخگوی  اخلاق و تربیت , p_akhlaghi
  • پاسخگوی اعتقادی   , p_eteghadat
  •  پاسخگوی قرآنی , p_qurani
  • پاسخگوی  تاریخی , p_tarikhi
  • ذی طوی  , zitova313
  • پاسخگو دینی , pasokhgar
  • مهدی م , parvazeakhar

مشخصات سوال

هایدی هادوی , haydi67
25 مرداد 88 - 09:49
چرا اسم امام علی در قرآن نیامده؟

تاریخ ایجاد سوال : 25 مرداد 88 (09:49)
تاریخ بسته شدن سوال : 10 شهریور 88
تعداد بازدید :1951
تعداد پاسخ ها : 17
طبقه بندی : مذهبی » قرآنی

- این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است.
  • لینک مستقیم آرشیو
  • ایجاد علامت
بهترین پاسخ
غلامرضا صفاری , mahdana
88/5/25 (09:59)
میشه بگین چرا باید میومد؟
  • .46%

بهترین پاسخ از نظر تیم متخصصین طبقه
مدیر کلوب  مرکز ملی پاسخگویی , p_modir
88/5/30 (16:28)
سلام
در قرآن آیاتى وجود دارد كه به گفته شیعه و اهل سنت ، جز بر على(علیه السلام) و برخى دیگر از امامان(علیهم السلام)بر هیچ كس دیگرى قابل انطباق نیست ؛ همچون آیه ولایت (مائده ، 55) ، آیه مباهله (آل عمران ، 61) و.. . ولى به خاطر مصالحى نام آنان بصراحت در قرآن نیامده است . یكى از دلیل هاى نیامدن نام امامان(علیهم السلام) در قرآن این است كه قرآن تنها كلیات مسائل را بیان كرده و تبیین جزئیات آن ، به پیامبر(صلى الله علیه وآله) واگذار شده است . شخصى به نام ابى بصیر گوید : از امام صادق(علیه السلام)پرسیدم : مردم مى گویند چرا از حضرت على(علیه السلام) و اهل بیت او نامى در قرآن كریم نیامده است ؟ امام(علیه السلام)فرمودند : به كسانى كه چنین اعتراضى مى كنند ، بگویید همان گونه كه نماز در قرآن آمده ، ولى سه یا چهار ركعت بودن آن مشخص نشده و پیامبر(صلى الله علیه وآله)آن را براى مردم تفسیر كرد ؛ همچنین زكات در قرآن نازل شده ، ولى مقدار آن مشخص نشده و رسول خدا(صلى الله علیه وآله)آن را براى مردم تفسیر كرد و.. . همین طور در قرآن نازل شده است كه «أطیعوا اللّه و أطیعوا الرسول و أولى الأمر منكم ؛ از خدا و رسولش و اولى الامر اطاعت كنید .» (نساء ، 59) این آیه درباره على و حسن و حسین (علیهم السلام) نازل شده و پیامبر(صلى الله علیه وآله)فرمود : هر كه من مولاى اویم ، پس على مولاى اوست . ]یعنى همان گونه كه تفسیر جزئیات نماز ، زكات و حج به پیامبر(صلى الله علیه وآله)واگذار شده كه دستورهاى الهى را به مردم ابلاغ كنند ، معرفى أولى الامر نیز به ایشان واگذار شده و پیامبر(صلى الله علیه وآله)نیز آنها را به مردم معرفى كردند . [سپس امام صادق(علیه السلام)سایر آیات و روایاتى را كه در این باره آمده فرموده است .(غایة المرام ، محدّث بحرینى ، ص 265 ، چاپ سنگى ، حدیث سوم ، باب 59 ، ف)

باز هم سوالی داشتید دوستان شما در کلوب مرکز ملی پاسخگویی در خدمتتان هستند
http://www.cloob.com/clubname/pasokh
التماس دعا
  • .3%

دیگر پاسخ ها

علی  , iran_750
1.    88/5/25 (13:01)
سلام خوبی
به خاطر اینکه امام علی نهجلبلاغه داشت

  • .0%
هادی میرفتاح , hadimirf
2.    88/5/25 (19:34)
salam mage u fozolid

  • .0%
عبدالعزیز بهروزی , abdulaziz_b
3.    88/5/26 (00:52)
salam
azizam dar qoran joz esme bazi az peyambaran faghat esme yek ela do shakhs amade va agar gharar bood esme hame ro beyare ke alan donyaei vojood nadasht chera ke har chi bishtar esm amade bood bishtar khoon va khoon rizi mishod

  • .0%
براق یار , sardab313
4.    88/5/26 (08:04)



روش آموزشی قرآن بیان کلیات و اصول عمومی است، تشریح مصادیق و جزئیات غالباً بر عهده پیامبر گرامی(ص) می‌باشد
انتظار اینکه مصادیق و جزئیات در قرآن بیاید، همانند این است که انتظار داشته باشم همه جزئیات در قانون اساسی کشور ذکر شود. اینک برخی از روش‌های قرآنی را در مقام معرفی افراد بیان می‌کنیم:

1. معرفی به نام

گاهی شرایط ایجاب می‌کند که فردی را به نام معرفی کنند، چنانکه می‌فرماید: و مبشّراً برسولٍ یأتی من بعدی اسمه احمد(صف / 6.)، (عیسی می‌گوید): من به شما مژده پیامبری را می‌دهم که پس از من می‌آید و نامش احمد است. در این آیه حضرت مسیح، پیامبر پس از خویش را به نام معرفی می‌کند و قرآن نیز آن را از حضرتش نقل می‌نماید.

2. معرفی با عدد

و گاهی شرایط ایجاد می‌کند که افرادی را با عدد معرفی کند، چنانکه می‌فرماید: و لقد أخذ الله میثاق بنی‌اسرائیل و بعثنا منهم اثنی عشر نقیباً .( مائده / 11) و خدا از فرزندان اسرائیل پیمان گرفت و از آنان دوازده سرگروه برانگیختم.

3. معرفی با صفت

بعضی اوقات شرایط ایجاب می‌کند که فرد مورد نظر را با اوصاف معرفی کند، چنانکه پیامبر خاتم را در تورات و انجیل، با صفاتی معرفی کرده است. الذین یتّبعون الرسول النّبیّ الأمّیّ الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الإنجیل یأمرهم بالمعروف و ینهاهم عن المنکر و یحلّ لهم الطیّبات و یحرّم علیهم الخبائث و یضع عنهم إصرهم و الأغلال التی کانت علیهم.(اعراف / 157)کسانی که از رسول و نبی درس ناخوانده‌ای پیروی می‌کنند که نام و خصوصیات او را در تورات و انجیل نوشته می‌یابند، که آنان را به نیکی دعوت کرده و از بدی‌ها بازشان می‌دارد، پاکی‌ها را برای آنان حلال کرده و ناپاکی‌ها را تحریم می‌نماید و آنان را امر به معروف و نهی از منکر می‌کند و بارهای گران و زنجیرهایی که بر آنان بود، از ایشان برمی‌دارد.

با توجه به این روش، انتظار اینکه اسامی دوازده‌ امام با ذکر نام و اسامی پدر و مادر در قرآن بیاید، یک انتظار بی‌جا است؛ زیرا گاهی مصلحت در معرفی به نام است و گاهی معرفی به عدد و احیاناً معرفی با وصف است.

معرفی به نام، برطرف کننده اختلاف نیست

با توجّه به این كه «على» فقط نام حضرت امیرالمؤمنین (ع)نبوده، همان گونه كه «ابوطالب» تنها كنیه پدر بزرگوارش نبوده است، بلكه نام و كنیه افراد متعدّدى در میان عرب «على» و «ابوطالب» بوده، بنابراین اگر نام «على» صریحاً هم در قرآن ذكر مى شد، باز هم كسانى كه نمى خواستند این حقیقت را بپذیرند بهانه اى داشتند و آن را بر «على» دیگرى تطبیق مى كردند. بدین جهت بهتر همان است كه با ارائه ویژگى ها و صفات ممتاز و منحصر به فرد حضرت امیرالمؤمنین (ع) به معرّفى او پرداخته شود، تا قابل تطبیق بر هیچ كس، جز وجود مقدّس آن حضرت نباشد لهذا خداوند در قرآن مجید، این راه را انتخاب كرده و با ذكر فضایل خاصّ آن حضرت، در آیاتى از قرآن مجید، او را به عنوان ولىّ مؤمنان و جانشین بلافصل پیامبر (ص) معرّفى كرده است، هر چند كسانى كه در قلبشان مرض و انحراف وجود دارد، این آیات را به گونه دیگر تفسیر مى كنند.

در كتاب الهی آیه‌هایی درباره اهل‌بیت نازل شده كه بسان تصریح به نام آنان و بهتر از تصریح است‌، مانند آیه 55 سوره مائده كه می‌فرماید: "ولی‌ّ و سرپرست شما تنها خداوند و پیامبرش و افراد مؤمن هستند، افراد مؤمنی كه نماز برپای داشته و در حال ركوع زكات می‌دهند." دانشمندان شیعه واهل‌سنت نقل كرده‌اند كه‌ تنها كسی كه در حال ركوع انگشتر خود را به فقیر داد، حضرت علی‌بود.(که در مورد اثبات این آیه و پاسخگویی به شبهات اهل سنت در آینده مطالبی را خواهم نگاشت) در نتیجه تفاوتی نداشت كه خداوند متعال بفرماید: "سرپرست شما خداوند و رسولش و حضرت علی هستند،یا اینكه صفاتی را نقل كند كه منحصر به فرد است و تنها بر حضرت علی‌منطبق است‌." كسی كه به دنبال حقیقت باشد، از هر دو گفتار یك مطلب را می‌فهمد .

به فرض هم که اگر نام امام و یا امامان در قرآن می‌آمد، باز اختلاف از بین می‌رفت ؛ زیرا در موردی تصریح به نام شده ولی اختلاف نیز حاکم گشته است.
بنی‌اسرائیل، از پیامبر خود خواستند فرمان‌روایی برای آنان از جانب خدا تعیین کند تا تحت امر او به جهاد بپردازند و زمین‌های غصب‌شده خود را باز ستانند و اسیران خود را آزاد سازند. آنجا که گفتند:
إذ قالوا لنبیّ لهم ابعث لنا ملکاً نقاتل فی سبیل‌الله.(بقره/246) آنان به یکی از پیامبران خود گفتند: برای ما فرمان‌روایی معین کن تا به جنگ در راه خدا بپردازیم.
پیامبر آنان به امر الهی فرمان‌روا را به نام معرفی کرده، گفت: إنّ الله قد بعث لکم طالوت ملکاً.( بقره / 247) به راستی که خدا طالوت را به فرمان‌روایی شما برگزیده است.
با وجودی که نام فرمان‌روا به صراحت گفته شد، آنان زیر بار نرفتند و به اشکال تراشی پرداختند و گفتند: أنّی یکون له الملک علینا و نحن أحقّ بالملک منه و لم یؤت سعةً من المال.( بقره / 247) از کجا می‌تواند فرمان‌روای ما باشد، حال آنکه ما به فرمان‌روایی از او شایسته‌تریم، و او توانمندی مالی ندارد؟(اشکالتراشی که به نوعی دیگر در سقیفه بنی ساعده از زبان خلفا صادر شد و به خاطر جوان بودن حضرت علی را کنار زدند تا خود به خلافت برسند .)
حکمت نیامدن نام حضرت علی (علیه السلام)
این امر، دلالت بر آن دارد که ذکر نام برای رفع اختلاف کافی نیست، بلکه باید شرایط جامعه، آماده پذیرایی باشد. در حالی که چنین شرایطی در جامعه آن زمان برقرار نبود به دلایل فوق :
1- در جریان مصیبت روز پنج شنبه که پیامبر قلم و دوات خواستند تا وصیت نامه ای بنویسند که امت بعد از خود به ضلالت و گمراهی کشیده نشود ، خلیفه دوم از انجام این کار ممانعت کرد و فریاد برآورد که کتاب خدا ما را کافى است و اجازه نداد وصیت پیامبر(ص) نوشته شود ; چون مى دانست همانند حدیث ثقلین مى خواهد درباره اهل بیتش وصیت کند چرا که در آن حدیث تاکید دارد که مادامی که به دو ثقل من متسک شود به ضلالت و گمراهی کشیده نمی شوید و پیامبر می خواهد دوباره سفارش اهل بیت و جانشین خود را بکند همانطور که سه بار در حدیث ثقلین فرمود :شما را به اهل بیتم سفارش می کنم. پس یقین بدانید که اگر حتى در یکصد آیه به صراحت نام حضرت على(ع) مى آمد ، این عدّه آن آیات را از قرآن حذف کرده ، مى گفتند : بقیه قرآن ما را کافى است و مردم نادان هم دم برنمى آوردند ; چنان که حضرت على و حضرت زهرا(علیهما السلام)را آن همه آزار دادند و مردم چیزى نگفتند
2- اگر نام حضرت على(ع) به صراحت در قرآن مى آمد ، به علت دشمنى با آن حضرت و محو و حذف نام ایشان از قرآن ، در قرآن دست مى بردند ،چنان که تا مدتى تدوین احادیث پیامبراکرم(ص) را به همین منظور ممنوع کردند و بعد خلیفه اوّل و دوم که صدها روایت از پیامبر(ص) را جمع آورى کرده و همه را سوزاندند ، بعید نبود که جهت مطامع دنیایى خود ، بسیارى از آیات قرآن را نیز بسوزانند ; افزون بر آنچه گذشت. ولى در صورتى که با ذکر اوصاف گفته شود جانشین پیامبر کیست ، دیگر افراد نااهل دست به تحریف آیات قرآن نزده ، ولایت امیرمؤمنان على(علیه السلام)نیز براى حقیقت جویان روشن مى شود .
3- مهمترین دلیل اینکه نام اهل بیت در قرآن می آمد مورد تحریف قرار می گرفت ، نیامدن نام حضرت زهرا(س) می باشد چرا که خود اهل سنت هم معتقدند که همانطور که در صحیح بخاری و مسلم به کرات دیده می شود که حضرت فاطمه سرور زنان اهل بهشت است. (صحیح بخاری ج 4 ص 209 کتاب بدئ الخلق) در حالی که در قرآن نامهای حضرت آسیه و مریم آمده است و حتی سوره ای به نام حضرت مریم در قرآن نام گرفته است در حالی که حضرت زهرا که مقامی بالاتر از آنها دارد از نظر هیچکس ایرادی ندارد که نام این بانو در کتاب خدا مستقیم بیاید اما با این حال وقتی سوره کوثر در شان ایشان نازل می شود نامی از این بانوی عالمین آورده نمی شود چرا که آنهایی که نه تنها دوستی با اهل بیت نداشتند و در دل به فکر نابودی مقام اهل بیت بودند و همواره در طول تاریخ از مصیبت آتش زدن درخانه دختر پیامبر شروع شد تا به بنی امیه که سب علی را واجب و بعد بنی امیه که جان و مال و ناموس کسانی که دوستی آنها با خاندان پیامبر برایشان ثابت می شد را حلال می دانستند به جرم رافضی بودن و ادامه دهنده راه انها در امروز اشخاصی که شیعیان را می کشند و حرم ائمه معصومین را منفجر می کنند که به بهشت بروند .نمی گذاشتند قرآن خدا در بین آنها باشد و فضائلی از آنها را با نام بیان کند .
در پایان یادآور می‌شوم همان‌طوری که گفته شد، قرآن بسان قانون اساسی می‌باشد و انتظار اینکه همه چیز در آن آورده شود، کاملاً بی‌مورد است. نماز و روزه و زکات نیز که از عالی‌ترین فرائض اسلام است به طور کلی در قرآن وارد شده و تمام جزئیات آنها از سنّت پیامبر(ص) گرفته شده است و آنهایی که اهل حق هستند و می خواهند حق را بشناسند خداوند چراغهای هدایتی و نشانهایی بر جای گذاشته است که جویندگان حق و پیروان فرقه ناجیه می توانند بدان دست یابند و الحمدالله این نور خدا هر روز در حال پرتو افشانی و قوی تر شدن است .
ضمن اینکه اساسا برای یک مسلمان برای معارف خود دو منبع دارد . کتاب و سنت و قرآن کریم پیامبر را واجب الاطاعت دانسته ( اطیعو الله و اطیعو الرسول و اولی الامر منکم ) . سنت پیامبر در واقع جلد دوم دین بوده و در این جلد مکرر به امامت و نام حضرت اشاره شده است


  • .37%
عباس محمدمرادی , payamavar
5.    88/5/27 (09:44)
چون دشمنان كینه به دل گرفته ، كمر به قتل حضرت می گرفتند
كما اینكه این نیت پلید و شوم گرفته شد اما به دست كسی به

شهادت رسید كه خود حافظ قرآن بود .

  • .0%
امید جم , omidfs
6.    88/5/28 (15:02)
میخواستن از بت پرستی جلوگیری کنن اما همینطور که میبینین نشد

  • .0%
محمد ازاد , lalezar
7.    88/5/28 (15:37)
علی!! چرا باید اسمش بیاد تو قران؟!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فاطمه چرا باید اسمش بیاد تو قران؟
اگه فاطمه بالاترین باشه یا پایین ترین چه فرقی به حال من بیچاره داره؟؟؟؟؟؟؟؟

من قران را اینگونه می شناسم:

بگو اگر دریا براى كلمات پروردگارم مركب شود پیش از آنكه كلمات پروردگارم پایان پذیرد قطعا دریا پایان مى‏یابد هر چند نظیرش را به مدد [آن] بیاوریم (109)
قُل لَّوْ كَانَ الْبَحْرُ مِدَادًا لِّكَلِمَاتِ رَبِّی لَنَفِدَ الْبَحْرُ قَبْلَ أَن تَنفَدَ كَلِمَاتُ رَبِّی وَلَوْ جِئْنَا بِمِثْلِهِ مَدَدًا ﴿109﴾


بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مى‏شود كه خداى شما خدایى یگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود امید دارد باید به كار شایسته بپردازد و هیچ كس را در پرستش پروردگارش شریك نسازد (110)
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ یُوحَى إِلَیَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ یَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْیَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا یُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا ﴿110﴾

لطفا این ایه را با احساس خاصی بخونید!!
فمن کان یرجوووووو لقاءءءءءء ربه فلیعمل عملا صالحا و لاااااا یشرک بعبادة ربه احدا.


با نظر 6 کاملا مخالفم...
سنی هم نیستم

  • .3%
سهیل اکوا , aqua_ocean
8.    88/5/28 (22:19)
سلام
بهترین جواب جواب 1و9 و با جوابهای 2و4و6 مخالفم.

  • .0%
 ننه سلیمه , nane_salime
9.    88/5/31 (00:33)
عزیزم هیچ لزومی نداره که اسم امام علی توی قران باشه.چون اگر هم در فران از کسی اسم برده شده اسم پیامبرانه نه افراددیگری.واگر قرار براین باشد که اسم همه توقران باشه پس باید اسم عمر عثمان ابوبکر و......... هم باشد.

  • .0%
هیچکس  , mdclubid
10.    88/5/31 (22:36)
چونکه اونا یی که با علی مشکل داشتن نشون دادن که هر جااسم علی رو ببینن اونو حذف میکنن مثلا تو صدق الله العلی و العظیم با وجود اینکه علی اسم خداست ولی به دلیل تشابه با نام حضرت علی اونو حذف کردن .پس یکی از دلایلش اینه که اگه با اسم اشاره می شد احتمال زیاد قران تحریف می شد.

  • .0%
مهدی ث , mahdi8000
11.    88/6/1 (21:55)
اون وقت دیگه یه عده قرآن هم نمیخوندن با این موج جدید حذف امام علی(ع) از تاریخ.....
حالا کی گفته باید بیاد؟

  • .0%
نوید پاشایی , neatness2
12.    88/6/4 (16:41)
با سلام.با توجه به ایات متعدد قران خود را کتاب هدایت و انسان سازی معرفی میکند و بخش عمده قران راجب توحید و معاد میباشد.شما اگر هر صفحه قران رو باز کنید لفظ جلاله الله و رب همراه با مشتقاتشان امده . چرا این همه نام پروردگار در قران ذکر شده.

  • .0%
سید محمد مقدس , smj_jm_1368
13.    88/6/6 (13:57)
سلام
1) قرآن نوشته ی خدا است و حكمت همه ی كارهای خدا برای ما انسانها معلوم نیست.
2) برای كار انجام نشده كه از كسی سوال نمی كنن مگر اینكه علتی برای آمدن نام امام علی (ع) در قرآن باشه كه فوایدش از مضراتش بیشتر باشه.
3) از كجا مطمئنی كه نیومده؟ یه آیه هست كه از نظر قواعد عربی كاملا امكان داره كه طوری خونده بشه كه نام امام علی (ع) باشه.
اگر اون آیه رو خواستی برام پیام بذار.

  • .0%
کلوب دات کام
کلیه محتوای این سایت توسط کاربران درج شده است و کلوب دات کام هیچ مسئولیتی نسبت به آن ها ندارد.