26 مرداد 87 - 08:25 | |
تعریف ردیف و قافیه در شعر چیه میتونید برام مثال بزنید ؟ تاریخ ایجاد سوال : 26 مرداد 87 (08:25) تاریخ بسته شدن سوال : 1 شهریور 87 تعداد بازدید :4194 تعداد پاسخ ها : 6 طبقه بندی : هنر و سرگرمی » کتاب و نویسندگی - این سوال بسته شده است. | |
87/5/26 (08:42) سلام.قافیه به زبان عامیانه خودمون کلماتی توی یک بیت هستند که هم آهنگ هستند. یعنی دارای یک آهنگ مشابه هستند مثل: فرش - عرش یا مثلاً برق - فرق. اما ردیف کلمه ای هست که در همه بیت ها عیناً تکرار میشه. مثلاً این کلمه می تونه "می کنیم" باشه در انتهای هر بیت. البته بسته به نوع شعر (سبک شعر) جای قافیه و ردیف جابجا میشه و بعضی شعرها بدون قافیه هستند. نفر اول پرسش وپاسخ کلوب دات کام. IranSetup |
1. 87/5/26 (09:22) ردیف، اصطلاحی عروضی است و به واژه یا واژههایی که بهصورت مکرر و بدون هیچ تغییری در آخر بیتها بعد از قافیه میآید گفته میشود.یا بعبارتی «کلمه یا کلماتی مکرری که در آخر مصراعها و ابیات درآورند، مثل «آید همی» در این بیت رودکی: بوی جوی مولیان آید همی [/] یاد یار مهربان آید همی -------------------- قافیه، قسمت تکرار شونده از کلمههایی است که در نظم و شعر تکرار میشود، به شرط آن که قسمت تکرارشونده جزئی از کلمهٔ قافیه باشد و به آن الحاق نشده باشد. ضمنا اگر کل کلمه و نه جزئی از آن تکرار شود به آن ردیف میگویند. فرهنگ معین در مادهٔ قافیه نوشته است: ««ای نرگس پرخمار تو مست [/] دلها ز غم تو رفت از دست.» قافیهٔ آن از آخر کلمه باشد تا به نخستین حرکتی که پیش از سواکن آن بود. پس قافیهٔ این شعر دو حرف و حرکتی بیش نباشد و آن سین و تاء است و حرکت ماقبل آن، اما اگر حرف آخرین از کلمهٔ قافیه از نفس کلمهٔ قافیه نباشد بلکه به علتی بدان ملحق شده باشد چنانکه: «برخی چشم مستشان [/] وان زلف همچون شستشان.» که کلمهٔ اصلی در آخر این شعر «مست» و «شست» است و«شان» از بهر اضافت جماعت بدان ملحق شده است. قافیهٔ آن از آخر کلمه باشد تا به نخستین حرکتی که پیش از سواکن حروف نفس کلمه باشد.»[ نكته مهم اینكه در نظم کلمهٔ قافیه در انتهای بیتها میآید یا مصراع مطلع غزل و البته چنانچه شعر دارای ردیف باشد کلمهٔ قافیه قبل از ردیف قرار میگیرد. |
2. 87/5/26 (14:07) قافیه:به کلمات آخر ابیات، که آخرین حرف اصلی آنها، یکی باشد، قافیه گویند. مثلاً در بیت زیر، کلمات «آغاز» و «باز»، کلمات قافیه هستند: ای نام تو بهترین سرآغاز اینام تو نامه کی کنم باز چند مثال دیگر: نی حریف هر که از یاری برید// پرده هایش، پرده های ما درید الا ای آهوی وحشی کجایی؟// مرا با توست چندین آشنایی --------------------------------------- ردیف: در صورتی که یک یا چند کلمه یا عبارت یا جمله، عیناً در آخر بیت ها یا مصراعها، پس از قافیه، تکرار شود، آن را ردیف گویند. نخستین باده کاندر جام کردند// ز چشم مست ساقی وام کردند ز بهر صید دلهای جهانی// کمند زلف خوبان دام کردند به گیتی هرکجا درد دلی بود//ب ههم کردند و عشقش نام کردند در ابیات بالا، کلمههای «جام، وام، دام، نام» قافیه و کلمه «کردند» ردیف است |
3. 87/5/26 (17:42) قافیه، قسمت تکرار شونده از کلمههایی است که در نظم و شعر تکرار میشود، به شرط آن که قسمت تکرارشونده جزئی از کلمهٔ قافیه باشد و به آن الحاق نشده باشد. ضمنا اگر کل کلمه و نه جزئی از آن تکرار شود به آن ردیف میگویند.فرهنگ معین در مادهٔ قافیه نوشته است: ««ای نرگس پرخمار تو مست [/] دلها ز غم تو رفت از دست.» قافیهٔ آن از آخر کلمه باشد تا به نخستین حرکتی که پیش از سواکن آن بود. پس قافیهٔ این شعر دو حرف و حرکتی بیش نباشد و آن سین و تاء است و حرکت ماقبل آن، اما اگر حرف آخرین از کلمهٔ قافیه از نفس کلمهٔ قافیه نباشد بلکه به علتی بدان ملحق شده باشد چنانکه: «برخی چشم مستشان [/] وان زلف همچون شستشان.» که کلمهٔ اصلی در آخر این شعر «مست» و «شست» است و«شان» از بهر اضافت جماعت بدان ملحق شده است. قافیهٔ آن از آخر کلمه باشد تا به نخستین حرکتی که پیش از سواکن حروف نفس کلمه باشد.» قافیه در نظم در نظم کلمهٔ قافیه در انتهای بیتها میآید یا مصراع مطلع غزل و البته چنانچه شعر دارای ردیف باشد کلمهٔ قافیه قبل از ردیف قرار میگیرد. انواع قافیه «انواع قافیه به اعتبار تقطیع پنج است به اجماع اهل عرب و فارس : مترادف ‚ متدارک ‚متکاوس ‚ متواتر‚ و متراکب . و بعضی این الفاظ را القاب قوافی گویند. و بعضی حدود قافیه گویند.» قافیه در شعر نو در شعر نو از آنجا که طول مصراعها و بیتها یکسان نیست و کلمهٔ قافیه با نظم مشخصی تکرار نمیشود، قافیه با تعریف سنتی آن وجود ندارد اما به هر حال شاعران نوگرا نیز از قافیه در شعرهایشان استفاده میکنند اما این قافیه بدون نظم و قاعدهٔ از پیش تعیین شدهای مورد استفاده قرار میگیرد احمد شاملو در مصاحبه با ناصر حریری در این باره میگوید:«میتوان از قافیه توقع ارجاعدهندگی داشت، یعنی خواننده را بیدرنگ از طریق قافیه به کلمهٔ خاصی که مورد نظر است توجه داد. حضور نامنتظرش میتواند در القاء موسیقائی شعر هم بسیار کارساز باشد. حتا در پارهئی موارد تمام بار ساختاری شعر را به دوش میکشد.» ردیف، اصطلاحی عروضی است و به واژه یا واژههایی که بهصورت مکرر و بدون هیچ تغییری در آخر بیتها بعد از قافیه میآید گفته میشود. تعریف در فرهنگ معین زیر مادهٔ ردیف بعد از تعریف عمومی آن و قبل از تعریف ردیف بهعنوان اصطلاحی در موسیقی نوشته شده است:«کلمه یا کلماتی مکرری که در آخر مصراعها و ابیات درآورند، مثل «آید همی» در این بیت رودکی: بوی جوی مولیان آید همی [/] یاد یار مهربان آید همی انواع ردیف ردیف متجانس «در عرف شعرا دو معنی دارد: یکی آنکه شاعر بعد از قافیه ردیف لفظی راآورد که دارای دو معنی باشد و آنرا بر طریق تجنیس دارد. مثال: ستوده خان کریم آن سحاب گوهربار که برد از در او خلق اشتر زر بار. لفظ بار که ردیف است در مصرع اول از باریدن است و در مصراع دوم از بار کردن است. دوم آنکه: لفظی را در شعری یا غزلی ردیف سازد در مصراع اول و در ابیات دیگر لفظی آورد که از آن لفظ قافیه و ردیف هر دو خیزد. مثال: آن یار دلربا که رخش را هر آینه چون مه نموده راست نماید هر آینه. مثال دیگر: ای خنک جانی که در هر آینه دید روی یار خود هر آینه. لفظ آینه ردیف است در مصراع اول از هر آینه «لفظ» هر «قافیه» است و لفظ «آینه» ردیف، و در مصراع دوم قافیه و ردیف از یک لفظ هر آینه آورده است. وجه تسمیه ظاهر است چرا که ردیف براستی کلمهای است مکرر به یک معنی، و اینجا مختلف است لکن بسبب مجانست لفظی به ردیف متجانس موسوم گشت.(از کشاف اصطلاحات الفنون http://fa.wikipedia.org |
» نظرتون در مورد کتاب شازده کوچولو چیه؟ 1 هفته پیش |
» بهترین کتاب دنیا ازنظرشما؟ 6 ساعت پیش |
» معرفی چند رمان خوب 1 هفته پیش |
» نمایشگاه بین الممللی تهران 1 هفته پیش |
» کسی میتونه کمکم کنه ؟ 3 هفته پیش |
» نویسنده مطرح اروپایی؟ 3 هفته پیش |
» کتاب گفتگو با میلیونرها 2 هفته پیش |
» بهترین کتاب در زمینه آموزش زبان ارمنی لحظاتی پیش |