24 اردیبهشت 87 - 11:05 | |
چطور میشه وقتی میگی"اشهد و ان" واقعا به شهود برسی و بگی؟ اطلاعات بیشتر : ای نماز اگین پس از هفتاد سال کو تحول کو طرب کو شور و حال؟ "اشهد و ان" یعنی شما شهادت می دهید. شهادت آن را که نمی بینید؟ چگونه شهادت آنچه که ندیده اید را گواهی می دهید؟ اذان و شهادت حقیقی در کلام ما به خاطر عدم شهودمان مردود می گردد و آیا این ستمی به خود نیست که فن عبادت و شهادت را نیاموزیم؟؟؟!!! لطفا فکر کنید و پاسخ بدید. نظرتون برام و عزیز و محترمه. پیشاپیش از توجه تون تشکر میکنم. راه کمال راه همه ماست و در پیمودنش باید به هم کمک کنیم. تاریخ ایجاد سوال : 24 اردیبهشت 87 (11:05) تاریخ بسته شدن سوال : 6 خرداد 87 تعداد بازدید :377 تعداد پاسخ ها : 13 طبقه بندی : مذهبی » اعتقادی - این سوال بسته شده است. | |
87/2/27 (14:26) به نام خداسلام چه سوال زیبایی و چه پاسخهایی خوبی داده شده به نظر من هم این طور میرسه که بازی با الفاظ درست نیست ما هنوز توی باء بسم الله موندیم، کجا دنبال شهود می گردیم؟ استادی میگفت : خیلی از آدمهایی که به جایی رسیدند از این دستور استفاده کردند" به آنچه می دانی عمل کن آنچه نمی دانی رو بهت می دهند" خیلی از کسایی که می دونیم به مقام های بالایی مثل شهود یا رضا و ... رسیدند فقط به آنچه می دونستند عمل کردند خدایی یکی مثل من به چقدر از دونسته هام عمل کردم که دنبال شهود باشم؟ شدیم مدل زنبور بی عسلی که حالا داریم دنبال شیرینیه عسل میگردیم یا علی از سوال خوبت که حسابی به همم ریخت ممنونم |
1. 87/2/24 (11:29) سلام دوست عزیز برای رسیدن به ادراک ان باید در حلقه مربوطه ان وارد شوید . ما در عرفان کیهانی حلقه های داریم که وقتی وارد ان حلقه شده و از ان حلقه استفاده می کنیم به ادراک ان می رسیم . برای شما ارزوی توفیق الهی می نمایم . |
2. 87/2/24 (11:58) دوست من گفتن اوراد و کلمات غیر متعارف اجتماعی جز انحراف نتیجه ای نداره با همان زبان مادری با خدایت حرف بزن مطمئن باش خدا اینقدر سواد داره که بفهمه چی میگیدرثانی مسئله شهود هم از آن دسته مباحثی است که میتونه انسان را تا اندازه ای منحرف بکنه که نسل اندر نسل درست نشه ثالثا هر نیرو وانرژی که بخوای در درون خودت نهفته است کافیه با خودت صادق باشی به هر چیزی که بخواهی خواهی رسید |
3. 87/2/24 (15:05) سلام عزیزم زمانی که وجود خدا رو حس کردی و گناه نکردی مخصوصا دروغ که به گفتا ائمه و پیامبر از زنا بد تر است و مانند اتش در پنبه ایمان را میسوزاند ترک کردی امیدوار باش که با تلاش و عنایات حضرت حق به این مقامات برسی ارادتمند نیوکس |
4. 87/2/24 (19:22) با سلامبه صرف گفتن اشهد و ان نمیشه به شهود رسید برای رسیدن به درجه شهود باید مراحلی از ایمان رو طی کنی که عبارتند از اقرار به لسان اعتقاد به قلب و عمل به جوارح که بنظر نمیرسه با گفتن اشهد و ان فقط اقرار به لسان رو انجام داده باشیم پس برای رسیدن به شهود مراحل دیگری رو هم باید طی کنی تا برسی انشالله که از شاهدان باشیم |
6. 87/2/25 (09:03) سلامقبل از اینکه جواب دوستومونو بدم لازم یه نکته رو دوستانه خدمت رفقای گلم بگم اونم اینکه ، دوستانی که سوال مطرح می کنن مثل این سوال می خوان که خودتون به سوال فکر کنید و خودتون جواب بدید لازم نیست شما شماره تلفن یا آدرس بدید بهتره که اگه جوابی هم از جای دیگه گرفتید رو ذکرر کنید اینجوری بهتره متشکرم بنظر من برای همه انسانها توی برهه از زمان به شهود می رسن که از نظر شدت و ضعف کم و زیاد داره رسیدن به شهود در هنگام گفتن اشهد ان.. بستگی به صفای نفس داره که اونم با ریاضت اسلامی و ترک محرمات و انجام واجبات بدست می یاد . بهترین راه و کوتاه ترین راه اینکه خدا رو بهتر بشناسیم تا به شهود حداقلی برسیم اونم اینکه بیشتر توی نعمات و طبیعت پیرامونمون دقت منیم به کوه دشت بریم اونجا به همه چیز فکر کنیم و بعدش بگیم اشهد ان ... اون موقعه می بینیم که به چه مرتبه از شهود رسیدیم. |
7. 87/2/25 (17:43) به نام خداسلام اگر ندیدی و ایمان آوردی شرط است. اگر ببینی و ایمان بیاری که میشه مثل قیامت که هیچ سودی نداره. اگر مرد راهی فقط باید یک هدف داشته باشی. روش و فن عبادت رو ائمه گفتند. که فن عبادت معرفت است به کاری که میکنی. که اون هم تمرین و تکرار میخواهد. نابرده رنج گنج میسر نمیشود..... یک موقع اصل رو فراموش نکنی. یا علی |
9. 87/2/26 (16:37) با سلام خدمت دوستان البته ببخشید که من می خوام موضوع رو اینطوری بگم اما چرا ما برای هر کاری که انجام می دیم باید حتما شخثصی باشه و به واسطه بودن آن شخص اون کارو درست انجام می دیم که به فکر خود و با به گمان خود بگویم که ان شخص ار ما خوشش اومده و یا به واسطه پوست و مقام کاری رو درست انجام میدیم اما خدایی که از همه چیزو همه کس بالاتر و تمام ذات هستی از اوست رو منکر می شیم که بخاطر خدا کاری رو انجام بدیم که پاداشش از همه اینها بالاتر و فراتره خود ما فرض می گیریم چون کسی نزد ما هست ما این کارو درست انجام می دیم ، پس چرا مایی که می دونیم خدا وجود داره و در همه جا هست رو در کنار خودمون نبینیم و حس نکنیم ؟ اگه شما بتونید هر کاری رو که بخواهبد انجام بدید و بدانید که خدا هم همان جاست و ناظر بر کار شماست و اون کارو برای رضای خدا انجام بدید اون موقه هست که می تونید امیدوار باشید که به اون شهود نزدیک شدید |
10. 87/2/27 (15:11) شهود و شهادت به معنی حضور و معاینه است و در صحاح مشاهده را معاینه گفته است. در مفردات گوید: شهود در معنی حضور و شهادت در معنی دیدن و معاینه اولی است .[بقره:185]. هر که در ماه رمضان حاضر باشد و مسافرت نکند آن را روزه بدارد،ژ. [نور:2]. در عذاب و تنبیه مرد و زن زنا کننده جمعی از مؤمنان حاضر باشند و آن را به بینند. [فرقان:72]. آنانکه در باطل حاضر نشوند. در اقرب الموارد گوید «شهد المجلس شهوداً: حضره» ولی قید مشاهده که راغب گفته بهتر است و در آیه اول ظاهراً صرف حضور مراد است. شهادت که به معنی حضور و دیدن گاهی به معنی خبر قاطع آید چنانکه در صحاح و قاموس گفته. ظاهراًمراد از آن در آیه [بقره:140]. خبر قاطع باشد. گاهی به معنی آشکار آید مثل [رعد:9]. این جمله در آیات بسیاری تکرار شده است. و نیز به معنی ادای شهادت و اظهار خبر قاطع باشد در صحاح و قاموس آمده «شهد شهادة: ادّی نا عنده من الشهادة» مثل [مائده:108-107]. ایضاً به معنی اقرار، حکم و علم آید که همه از شعبههای حضور دیدن اند. [نور:6]، [توبه:17]. گفتهاند شهادت در این آیات به معنی اقراراست [یوسف:26]. راغب آن را در آیه به معنی حکم گفته است که خواهد آمد. در آیه [آل عمران:86]. ظاهراً به معنی علم است . شهود جمع شاهد نیز آمده [یونس:61]. ایضاً جمع آن اشهاد آید [هود:18]، [غافر:51]. دقت در آیات نشان میدهد که شهود جمع شاهد به معنی حاضر و بیننده و اشهاد جمع شاهد به معنی شهادت کننده است تأمّل کنید در سه آیه فوق و آیه [بروج:7]. و در آیه [مدثر:12-13]. * شهید: به معنی شاهد است [بقره:282]. و آنگاه که به خداوند سبحان اطلاق شود به معنی حاضر، بیننده و حافظ است در نهایه و اقرب الموارد گوید: شهید آن است که هیچ چیز از عملش غائب نیست ولی ظاهراً عموم از خود کلمه مستفاد نیست و مفید عموم کلمه دیگر است مثل [مائده:117]، [حج:17]، [مجادله:6]. از لفظ آن فقط مبالغه یا ثبوت استفاده میشود. جمع آن شهداء که بیست بار در قرآن آمده است [بقره:143]. نا گفته نماند: شهید به معنی مقتول در راه خدا در قرآن نیامده است مگر بنابر بعضی از احادیث ولی در اصطلاح و روایات بسیار هست در قرآن فقط قتل فی سبیل اللّه به کار رفته است [آل عمران:169]. ابن اثیر در نهایه پنج قول در علت این تسمیه که چرا به مقتول شهید گفتهاند نقل کرده است . یکی اینکه خدا و ملائکه شهادت دارند که او اهل بهشت است، دیگری اینکه: او نمرده گوئی حاضر است. سوم: ملائکه رحمت او را میبینند. به قولی در امر خدا قیام به شهادت حق کرده و به قولی او شاهد کرامت خداست که از برایش مهیّا فرموده. مجمع البحرین نیز این اقوال را با قول ششمی نقل کرده است بنا به قول اول و سوم شهید به معنی مفعول (شاهد) است مؤید قول دوم آیه [بقره:154]، [آل عمران:169]. است شاهد قول پنجم آیه [یس:26]. میباشد. شهید ثانی رحمة اللّه در شرح لمعه گوید: علت این تسمیه آن است که او گواهی داده شده است برای بهشت و غفران. در قاموس نیز چند قول نقل شده و مرحوم صاحب جواهر آنها و غیر آنها را در جواهر در عدم وجوب غسل شهید نقل میکند و از ابوبکر نامی نقل کرده: علت این تسمیه آن است که خداوند و ملائکه شاهدانه به اینکه او از اهل بهشت است . به نظر نگارنده قول اول که شهید ثانی اختیار کرده از همه قوی و قابل قبول است. و یا علت این تسمیه آن است که شهیدان راه حق روز قیامت شاهد بر اعمال مردم اند که خواهد آمد. مشهد: اسم مکان است (محل حضور) [مریم:37]. ظاهراً آن در آیه مصدر میمی است چنانکه در مجمع فرموده یعنی: وای بر کفّار از حضور روز بزرگ. * [آل عمران:18]. به موجب این آیه خداوند و ملائکهو دانایان گواهی میدهند که معبودی جز خدا نیست. ظاهر آیه چنانکه در المیزان فرموده شهادت قولی است یعنی خداوند در حالیکه قائم به عدالت است بیگانگی خویش گواهی یکتائی خدا اند دانایان نیز پس از مشاهده آیات آفاقی و انفسی شاهد یگانگی خدا اند. بعضی شهادت خدا و ملائکه را شهادت فعلی گرفته و گفتهاند شهادت خدا عبرات است از ایجاد آنچه دلالت بر وحدانیّت خدا دارد: وَفی کُلِّ شَیْءٍ لَهُ آیَةٌ * تَدُلُّ عَلی اَنَّهُ واحِدٌ و شهادت ملائکه اظهار کارهائی است که مأموریت دارند. به نظر میآید: این نتیجه آیات 10تا17 سوره آل عمران باشد یعنی پس از ثبوت مضامین فوق، خدا و ملائکه و دانایان چنین گواهی دادهاند . * [یوسف:26-27]. آیا آن شاهد طفلی بود که خدا او را به سخن در آورد یا شخصی بوده که پس از دقت در قرائن امر چنین حکمی کرده است ؟ میشود گفت: او یک نفر با هوش و زیرک بوده که فکر کرده اگر پیراهن یوسف از جلو پاره شده باشد پس یوسف میخواسته به او تجاوز کند در این کشمکش پیراهنش پاره شده. و اگر از عقب پاره شده باشد حتماً یوسف به آن کار تن در نداده و فرار میکرده است زن از عقب او را تعقیب کرده و پیراهن را پاره نموده است و چون دید پیراهن یوسف از عقب پاره شده حکم کرده که تقصیر از آن زن است مه یوسف. وانگهی اگر سخن گفتن طفل در میان بود احتیاج به استدلال نبود و به مجرّد حرف زدن او که به طریق اعجاز بود مطلب ثابت میشد. در مجمع از جبائی نقل کرده. از سدّی نقل شده که او پسر عموی زلیخا بود از حسن و قتاده و عکرمه نقل کرده: او مردی از کسان زن بود ولی به مضمون روایات طفلی بوده در گهواره که به طور اعجاز حرف زده و مطلب را روشن کرده است در المیزان با استفاده از «شَهِدَ شاهِدٌ» که این گونه ملام را شهادت نمیگویند بعید نمیداند که این سخن بدون فکر. رویّه صادر شده باشد و آن را مؤید روایاتی دانسته که ناطق اند: شاهد طفلی بود در گهواره. در تفسیر برهان و المیزان از معانی الاخبار صذوق از ابوحمزه ثمالی از امام سجاد علیه السلام در ضمن حدیثی مفصل نقل شده که شاهد طفلی بود در گهواره در تفسیر ابن کثیر نیز این مطلب از چند نفر نقل شده است. اما لازم است در صحت روایات دقت کرد. * [هود:17]. شاهد در این آیه به علی بن ابی ابیطالب علیه السلام تطبیق میشود و درباره آم روایاتی از شیعه و اهل سنت نقل شده، مشروح آیه در «تلی» گذشت به آنجا رجوع شود. * [بروج:2-4]. شاهد و مشهود در آیه هر دو نکرهاند و درباره آن دو سخن بسیار گفته شده ولی باید این قسمتها به آیات بعدی ارتباط داشته باشند و لازم است شاهد و مشهود را در آیات این سوره جستجو کرد. یهودیان که بنا به نقل تفاسیر نصار ای نجران را در اثر طرفداری از دین جدید به اتش میسوزاندند خود شاهد سوختن آنها بودند خداوند نیز شاهد آن کار بود. در آیات بعدی آمده «وَهُمْ عَلی ما یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنینَ شُهُودٌ» ایضاً آمده «وَ اللّهُ عَلی کُلِّ شَیْءٍ شَهیدٌ» مشهود قهراً شکنجه دیدگان و شکنجه را شامل است به هر حال مضمون آیات آن است: قسم به روز قیامت و قسم به شاهد و مشهود که در این کارهستند و در روز موعود گواه خواهند بود و در نتیجه شکنجه دادن و شکنجه دیدن ثابت خواهد گردید و خلاصهآن که این عمل مضبوط و محفوظ است و در ردیف و مشهود است. در قرآن مجید به حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم شاهد اطلاق شده [احزاب:45]. فتح:8. و روز قیامت مشهود خوانده شده [هود:103]. منظور از مشهود در آیه مورد بحث روز قیامت نیست که پیش از آن والیوم الموعود آمده است و احتیاج به تکرار نیست و چون آیات راجع به واقعهای پیش از اسلام است لذا شاهد به حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم تطبیق نمیشود. در تفسیر برهان هفت حدیث درباره این آیه نقل شده که شاهد و مشهود رسول خدا صلی اللژه علیه و آله و سلم و علی علیه السلام اند شاهد روز جمعه، مشهود روز عرفه است - شاهد روز عرفه، مشهود روز قیامت است. ولی در اسناد سلمة بن خطاب ضعیف، مفضل بن صالح ابو جمیله کذّاب و واضح الحدیث، ابوالجارود، سرحوب زیدی، عبدالرحمن بن کثیر هاشمی ضعیف وجود دارند و بعضی از آنها مقطوع اند تنها یک روایت قابل اعتنا است آن هم تصریح به آیه نکرده است و اللّه العالم. * [ق:21]. آیه روشن میکند: روز قیامت هر شخص را راننده و شاهدی است در نهج البلاغه خطبه 83 فرموده: هر نفس را سائق و شاهدی است. سائقیکه او را به محشر سوق میکند. شاهدی که بر اعمال او گواهی میدهد. معلوم نیست که این سائق و شاهد کدام است ولی در آیات قبلی آمده «اِذْ یَتَلَقّی الْ مُتَلَقِّیانِ عَنِ الْیَمینِ وَ عَنِ الشِّمالِ قَعیدٌ. ما یَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ اِلّا لَدَیْهِ رَقیبٌ عَتیدٌ» مراد از متلقّیان دو فرشته کاتب عمل اند به نظر میآید سائق و شهید همان دو ملک باشند و در آیات بعدی آمده «اَلْقِیا فی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارٍ عَنیدٍ» ظاهر سیاق دلالت دارد که خطاب «اَلْقِیا» به سائق و شهید است یعنی: ای سائق و شهید هر کافر عنود را به جهنّم بیاندازید. در مجمع فرموده: خطاب به خازن آتش است و به قولی مراد ملکان موکل اند که سائق و شهید باشند. ایضاً از حاکم حسکانی از ابو سعید خدری از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم نقل کرده که فرموده: چون روز قیامت شود خداوند به من و علی فرماید: هر که شما را دشمن داشته داخل آتشش کنید و هر که دوستتان داشته وارد بهشتش کنید و هر که دوستتان داشته وارد بهشتش نمائید آن است قول خدا اَلْقِیافی جَهَنَّمَ کُلَّ کَفّارٍ عَنیدٍ. در المیزان آن را از امالی شیخ الطائفه نقل فرموده و در برهان با چند سند نقل شده است. به نظر میآید روایت از بطون قرآن و یا از باب تطبیق باشد. * [ق:37]. القاء سمع به معنی گوش دادن است یعنی در آنچه گفته شد تذکری است بهآن که قلب و تعقل دارد و یا گوش بدهد در حالی که متوجه شنفته خویش است. ولیآن که نه تفکر دارد و. نه گوش میدهد برای او در گفته ما پندی نیست. * [اسراء:78]. این آیه در «دلک» مشروحاً گفته شده است. گواهان روز قیامت گذشته از ثبت و ضبط اعمال، قرآن کریم گواهان دیگری راجع به قیامت معین فرموده که لازم است ذکر شود: شهادت اعضاء شهادت پیامبران و ائمه علیهم السلام و غیر هم. آیاتیکه راجع به شهادت اعضاء است بدین قراراند. 1- [فصّلت:19-21]. این آیات بر شهادت گوشها، چشمها و پوستها دلالت دارند «اَعْداءُ اللّه» در آیه اول میرساند که شهادت اعضاء درباره کفّار و بدکاران نسبت به اعمالشان و نیز حاکی است که اعداء اللّه خطاب به پیوستهای خویش خواهند گفت: چرا بر علیه ما گواهی دادید. آنها جواب خواهند داد: خدائی که همه چیز را گویا کرده ما را گویا کرد (یا قبلاً کرده بود) آیا مراد شهادت طبیعی است یا به زبان خواهند آمد در «جلد» دیده شود. 2- [یس:65]. 3- [نور:24]. نا گفته نماند آیات همه درباره کفّار و بدکاران است علی هذا شهادت اعضاء درباره گناهان است و از اینکه اعضاء نیکوکاران هم به کارهای نیک آنها گواهی خواهند داد خبری در قرآن نیست. آیه [رحمن:41]. نیز درباره مجرمین است. مگرآن که از آیاتی نظیر [آل عمران:106]، [عبس:38-39]، [مطفّفین:24]. و غیره استفاده کرد که اعضاء دلالت بر اعمال نیک نیز خواهد داشت. و آن عبارت اخرای شهادت است. امّا درباره شهادت گواهان دیگر آیات درباره حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم و حضرت عیسی علیه السلام بالخصوص و درباره دیگران بالعموم آمده است. مثل [احزاب:45]، فتح:8. [مزّمل:15]، [نساء:41]. ایضاً آیه 89 سوره نحل. آیه اخیر و آیه 89 سوره نحل درباره قیامت است و صریح است که حضرت رسول صلی اللّه و علیه و آله و سلم روز قیامت بر همه امت خویش گواه است چنانکه «مِنْ کُلِّ اُمَّةٍ بِشَهیدٍ» نیز دلالت دارد که شاهد هر امّت شاهد همه امّت است علی هذا «شاهِداً» در سه آیه اول به معنی همان شاهد و شهادتی است که در دو آیه اخیر است. مراد از شاهد آن است که ببیند و در موقعی ادای شهادت کند. علی هذا آن حضرت هم در دنیا و هم در آخرت شاهد است به عبارت دیگر در دنیا مشاهده میکند و در آخرت ادای شهادت خواهد کرد. درباره حضرت عیسی آمده که به خداوند عرض میکند [مائده:117]. یعنی: تا در میان آنها بودم بر آنها شاهد بودم و چون اخذم کردی تو بر آنها مراقب بودی. این آیه صریح است در اینکه حضرت عیسی فقط در زندگی شاهد آنها بوده. ولی در محل دیگر آمده [نساء:158-159]. ظاهر آن است که ضمیر «موته» به «احد» بر میگردد که درکلام مقدر است یعنی «وَ اِنْ اَحَدٌ مِنْ اَهْلِ الْکِتابِ اِلّا لَیُؤْمِنَنَّ قَبْلَ مَوْتِهِ بِعیسی» در این صورت اول و اخر آیه هر دو مفید عموم است یعنی همه اهل کتاب قبل از مرگشان به عیسی ایمان میآورند و روز قیامت بر همه آنها گواه میشود. المنار درباره این آیه نمیگوید هر یک از اهل گتاب هنگام مرگ واقعیّت بر او منکشف میگردد و به عیسی ایمان صحیح میآورد. یهودی میداند که او زنازاده نبوده بلکه پیغمبر راستگوئی بوده است و نصرانی میداند که او بنده و رسول خدا بوده نه خدا و نه پسر خدا. به نظر نگارنده این سخن حق است زیرا انکشاف حقائق وقت مرگ مدلول آیات و روایات است [نساء:97]، [محمّد:27]. روایات نیز در این باره زیاد است. گفتیم: آیات درباره شهادت گواهان دیگر جز رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم حضزت عیسی به طور عموم اند نظیر [نساء:41]، [نحل:84]، [نحل:89]، [قصص:75]. ایضاً آیه [هود:18]. آیه صریح است در اینکه اشهاد فقط بر گناهان گواهی خواهد داد ولی آیات دیگری که خواهند آمد با آیات گذشته عموم شهادت را میرسانند ایضاً [غافر:51]. دو آیه دیگر در این باره هست که لازم است بررسی شود اول آیه ]بقره:143]. ممکن است بگوئیم: مراد از امّت وسط در مقابل مکتبی است که به معنویات کاملاً اهمیّت داده و به مادیات بی اعتنا است و مکتبی که توجّهش منصرف به مادیات است و ارزشی به معنویات قائل نیست (روحانیّون - مادّیون) ولی اسلام مکتب واسطه است که هم به معنویات و هم به مادّیات اهمیت میدهد. این سخن فی نفسه درست است ولی آیهای درباره آن نیست زیرا «لِتَکُونُوا» میگوید واسطه بودن برای شهادت است وانگهی «وَ یَکُونَ الرَّسُولُ» شخص حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم را از امت بدان معنی خارج میکند حال آنکه فرد شاخص مکتب واسطه، وجود آن حضرت است. پس امّت وسط امّتی است که در یک طرفش رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم و در طرف دیگرش «النّاس» واقع است آن حضرت برای امّت وسط گواه است و آنهابرای عموم ناس. علی هذا این امّت باید از افرادی ممتاز تشکیل شده باشد و این در مرتبه اول تطبیق نمیکند مگر بر اوصیاء حضرت رسول صلی اللّه علیه و آله و سلم لذا در روایات هست و نقل خواهد شد که مراد از امّت وسط ائمه طاهرین اند. لازم است در ربط آیه فوق به آیات سابق کاملا دقت شود. * دوم آیه [حج:78]. این آیه نظیر آیه گذشته است و خطاب «اَجْتَباکُمْ» با اشخاص ممتاز است مخصوصاً «مِلَّةَ اَبیکُمْ» که ابراهیم علیه السلام پدر ائمه طاهرین بود و الو را پدر امّت اسلامی دانستن مجاز و در عین حال بعید است. مخاطبین به ضمیر«کُمْ» در پنج دفعه همان امّت وسط اند که رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم بر آنها و آنها بر مردم گواهاند . خدا و رسول و مردم با انصاف شاهد اند که در میان امّت اسلامی کسانی هستند که شهادت آنها درباره یک دسته سبزی هم مقبول نیست چطور شاهد بر مردم خواهند بود؟ آیا مسخرهآمیز نیست که بگوئیم: معاویهها،یزیدها، ولیدها، حجاجها، و... شاهد بر مردم خواهند بود؟ آیا اینها در پیشگاه خدا درباره دیگران گواهی داده و خواهند گفت: [هود:18]. آیا مراد از اشهاد در [غافر:51]. اینان اند؟. تتمه سخن بنابرآن که گذشت: این شهادت روز قیامت خواهد بود ولی شهداء باید در دنیا تحمل شهادت کرده باشند تا در دنیا اعمال مردم را نبینند و ندانند چه طور در آخرت گواهی خواهند داد؟ مثلا درباره حضرت عیسی که فرموده «وَ یَوْمَ الْقِیامَةِ یَکُونَ عَلَیْهِمْ شَهیداً» و درباره رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم آمده «وَجِئْنابِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهیداً» اگر این دو بزرگوار در دنیا از اعمال امت خویش با خبر نباشد چطور در قیامت گواهی خواهند داد؟ اینجا است که باید بگوئیم: شهداء در دنیا حتی پس از مرگ از اعمال مردم مطلع میشوند. همانگونه که اعضاء بدن و چیزهای دیگر و ملائکه در دنیا ثبت میکنند و در آخرت گواهی میدهند همچنین شهداء دیگر که عبارت باشند از انبیاء و اوصیاء. خوشیختانه در این زمینه روایاتی داریم که مطلب را از هر حیث روشن میکنند. در اصول کافی کتاب الحجة بابی منعقد فرموده تحت عنوان «اَنَّ الْاَئِمَّةَ شُهَداءُ اللّهِ علی خَلْقِهِ» و در آن روایاتی نقل شده که امامان علیهم السلام فرمودهاند: مراد از امّت وسط مائیم و شهداعلی الناس ما هستیم. ما بر مردم روز قیامت شهادت خواهیم داد «فَمَنْ صَدَّقَ قْناهُ یَوْمَ الْقَیامَةِ وَ مَنْ کَذَّبَ کَذَّبْناهُ یَوْمَ الْقِیامَةِ» مراد از «هُوَ اجْتَباکُمْ - مِلَّةَ اَبیکُمْ - وَ تَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی النّاسِ» مائیم. و در حدیث اول فرموده «قالَ اَبُوعَبْدِاللّهِ علیه السلام فی قَوْلِ اللّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَکَیْفَ اِذا جِئْنابِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهیداً» فرموده فقط درباره امّت محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم نازل شده در هر قرنی از آنها امامی از ماست که بر آنها شاهد است و محمد صلی اللّه علیه و آله و سلم شاهد بر ماست. و نیز در اصول کافی ج 1 ص 219. بابی زیر عنوان «عَرْضُ الْاَعْمالِ عَلَی النَّبِیِّ وَ الْاَئِمَةِ عَلَ :یْه مُ السَّلامُ» منعقد است و در آن باب روایاتی نقل شده در این باره که اعمال عباد به حضرت رسول و ائمه طاهرین علیهم السلام نشان داده میشود و آنان علیهم السلام نشان داده میشود و آنان علیهم السلام بدین مطلب با آیه [توبه:105]. که مراد از مؤمنون امامان اند استدلال کردهاند در المیزان ذیل آیه فوق در این زمینه مطلبی هست رجوع شود. خوشحال میشیم به وبلاگ ما هم سر بزنید : http://man-mote.tumblr.com |
» چرا همه ادما تنهان؟؟؟؟؟ 14 ساعت پیش |
» خدا چرا اینقدر مهربونه؟؟؟ 5 ساعت پیش |
» مگر خدا خودش عدالت ندارد 1 روز پیش |
» ولی فقیه درسته یا ولیه فقیه مطلقه؟ 1 روز پیش |
» چرا ما انسانها دین را فراموش کردیم 16 ساعت پیش |
» راه شناخت خدا چیست؟ 1 روز پیش |