19 دی 90 - 12:01 | |
گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ? اطلاعات بیشتر : دارنده چو ترکیب طبایع آراست از بهر چه او فکندش اندر کم و کاست گر نیک آمد شکستن از بهر چه بود ور نیک نیامد این صور ، عیب کراست کی می توانه جوابی واسه این شعر خیام بیاره؟ تاریخ ایجاد سوال : 19 دی 90 (12:01) تاریخ بسته شدن سوال : 4 بهمن 90 تعداد بازدید :390 تعداد پاسخ ها : 3 طبقه بندی : علوم » علوم انسانی - این سوال منقضی شده است. و بهترین جواب توسط رای کاربران انتخاب شده است. | |
1. 90/10/19 (13:37) بسم الله الرحمن الرحیم خیام خیلی آدمه بزرگیه و فلسفه ی خاص خودش رو داره، اما شعر هاش برای ایجاد سئوالات اساسی در ذهن بوده که ما بیکار نشینیم و هرچیزی رو بدون فکر راحت قبول نکنیم، برید و بگردید نمی تونید یک شعر پیدا کنید که خود خیام به ذهن ما چیزی رو الغا کرده باشه، فقط و فقط برای ذهن ما سئوالهای اساسی مطرح کرده که راحت قبول نکنیم! و اما اون کسی که جواب ها رو میگه حضرت محمد و قرآن کریمه وقتی حضرت محمد چشم باز کرد و همه عالم رو بدون کم و کاست دید، فرمود: ربنا ما خلقت هذا باطلا (پروردگارا باطل در این نظام هستی راه ندارد،) (این آیه در قرآن هم از زبان بندگان خوب خدا ذکر شده است (آل عمران 191) و همه می دانیم که شکستنی در کار نیست روز به روز به سمت کمال در حرکتیم و به سوی خدا باز میگردیم، اگر این جهان کوچک نابود بشه به معنای از بین رفتن و شکستن کل هستی نیست که!!! در عوض ملک عظیمی به پا میشه که این زمین و آسمان فعلی در برابرش از یک عدس هم کوچک تره. حالا قضاوت با شما که فهم سئوال خیام در مورد این عدس جوابش سخت تره یا جمله حضرت محمد (ص) که می دانیم تمام اسم اعظم را داشته و بر تمام عالم هستی علم داشته ؟!!! یک بار دیگر خوب فکر کنید: ربنا ما خلقت هذا باطلا |
2. 90/10/19 (17:56) پرسش خیام از حکمت مرگ است. اگر آفریده چرا می میراند؟پاسخ واضح است: به قول سهراب: مرگ پایان کبوتر نیست! مرگ مقتضای قانون تحول و تغییر و روی دیگر سکه زندگی است و این به ظاهر شکستن مبدا درستی دیگر است. شاید مولانا زیباترین پاسخ را داده باشد. او معتقد است مرگ غروبی است که طلوغی پرفروغ تر را در پی دارد. هر دانه ای که در خاک فرو می شود می روید و به رشد و شکوفایی می رسد چرا دانه انسان وقتی به خاک سپرده می شود چنین نباشد؟ به روز مرگ چو تابوت من روان باشد گمان مبر که مرا درد این جهان باشد برای من تو مَگِریْ و مگو: «دریغ! دریغ!» به دام دیو دراُفتی دریغ آن باشد جنازهام چو ببینی مگو: «فراق! فراق!» مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد مرا به گور سپاری مگو: «وداع! وداع!» که گور پرده جمعیت جنان باشد فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر غروب, شمس و قمر را چرا زیان باشد؟ تو را غروب نماید، ولی شروق بود لَحَد چو حبس نماید خلاص جان باشد کدام دانه فرورفت در زمین که نرست؟ چرا به دانه انسانت این گُمان باشد؟! کدام دَلْوْ فرورفت و پُر برون نامد؟ زِ چاهْ یوسف جان را چرا فَغان باشد؟ دهان چو بستی از این سوی، آن طرف بگشا که های هویِ تو در جو لامکان باشد تو را چنین بنماید که من به خاک شدم به زیرِ پایِ من این هفتآسمان باشد |
» عدالت کجاست ومعنی آن را کجا میشود یافت 15 ساعت پیش |
» انواع سبك در زبان فارسی چیست؟ 1 روز پیش |
» پنت هاوس یعنی چی؟ 5 ساعت پیش |
» عشق بهتر است یا ثروت؟چرا؟ 21 ساعت پیش |
» عشق یعنی چی؟ 1 روز پیش |
» *خود* با *من* چه فرقی داره؟ 1 هفته پیش |
» قدرت ذهن!!!؟؟؟ 1 هفته پیش |
» کاربرد منطق فازی در روانشناسی چیست؟ 2 هفته پیش |
» علم بهتر است یا ثروت؟ 2 هفته پیش |
» درخواست پایاننامه روانشناسی 2 هفته پیش |