دانشگاه پیام نور آمل , amolpayamun

دانشگاه پیام نور آمل

دانشگاه پیام نور آمل , amolpayamun

دانشگاه پیام نور آمل

373نــــفــــــر
عضو شده اند
373نفر عضو شده اند
مکانی برای هماهنگی دانشجویان علاقمند به کارهای فرهنگیمکانی برای هماهنگی دانشجویان علاقمند به کارهای فرهنگیمشاهده کامل مشخصات
22 مهر 1384
آموزش و تحصیل
ما پیام نوری هستیم پس پیام نور بهترین است

اعضاء

  • ناصر غضنفری , farzin2366
  • مهدی  , mahdi68t
  •  محمد عباسی , farshad__
  • آمل هزارسنگر , mehrshad0121
  • پوریا ثمی , pouriaghasemi
  • اشکــ ــ ـــ ـــان  , ashkan_a_1986
  • آرمان  , pesar_bala0221
  • آرمین رحمانی آملی , armin1365armin
  • نـ ـگار جـ ـون , 1patrick
  • محمود رضایی , sarve_shiraz
  • ابوالفضل حسنی , mani28
  • ندا مدیر , p30neda
  • مجتبی درویشی , fads
  • طاها مردانی , taha00000
  • علی  معاونه کلوب شمال , yakhforoosh22
  • 373 نفر

    morebox img

کلوبهای مشابه

  • FLUENT , fluentclub
  • خاطرات قدیمی , khatereh_last
  • مددكاری اجتماعی , socialwork
  • رشته های دانشگاهی , reshteclub
  • دانشكده كشاورزی اراك , keshavarzi_arak_univers
  • سیب , appels



تبلیغات

دانشگاه پیام نور آمل , amolpayamun
عاشق ایرانی , love.online
بخونید جالبه
+18

حتما بخونین !!!
ببخشید اینوگذاشتم ولی بخونش واقعیته جامعه ی امروزی رو میگه از شکوری میخوام این پستوحذف نکنه.ممنون

سلام برادران عزیزم
من یک جوان ایرانی هستم
تا قبل از سال 85 که ایرانسل به قیمت یه پلاستیک خوراکی، و همراه اول به قیمت ۳۴ تومن سیمکارت دادن دست مردم، یادمونه هرشب خونه اقوام بودیم، هیچوقت تلفن خونه هامون قطع نبود، باخبر از هم بودیم، صله رحم داشتیم، غیرت داشتیم..
الان چی داریم؟
خواهر ۱۴ ساله مون توی گروه سکسی عضوه و داره داستان سکسی میخونه و در نظرش از مقعد دادن رو راحت جلوه میدن، ظهر تابستون و گرما و شهوت رو دارن در دل دخترامون زنده میکنن.
دارن سکس با پسرعمو و پسر خاله و شوهر همسایه رو عادی و یه افتخار جلوه میدن...
دارن پرده نداشتن خواهراتون رو رواج میدن و بهشون میگن من تجربه کردم لذت داره و کاش زودتر سکس میکردم...
دارن ذهن مادرانی که گوشی دارن رو با سکس با همسایه شست شو میدن، دارن چشم برادران تون رو به خواهرشون شهوتی و سکسی میکنن،
دارن به خواهراتون میگن اگه موقعیت تنهابودن با پسرخاله داشتین، دستشو بذار تو دستت و یک سکس همیشگی رو شروع کن.
دارن تو شبکه لعنتی GEM فیلمی میذارن که دخترت و خواهرت و همسرت، صحنه لب گرفتن یک لائیک بی شرف بی ناموس رو ببینه و در نظرش، خیانت و فساد عادی بشه...
هرکس دوس داره که خواهرشو زیر پسری ببینه، داستان سکسی بفرسته تا اون داستان بعد از ارسال به چندگروه برسه به دست خواهرش یا دخترعموش یا ناموسش...

هر کس دوست داره خانمش، نامزدش، زنی که در آینده قراره همسرش بشه بجز بدن شوهرش، اندام جنسی و سکس بیگانگان، اعراب ، و... رو دیده باشه و شرافت و معصومیتی نداشته باشه، فیلم سکسی بفرسته تو گروه تا خواهرش و خانم آیندش پاک نمونن.

هر کس دوس داره برادر ۱۲ ساله اش خودارضایی کنه و مشکلات عصبی برای آینده اش پیش بیاد و به مادرش دید شیطانی پیدا کنه، پیامهای جق چیست، مجلوق کیست، جالق کیست، مجالقه چیست، گلنار و شبنم و.... رو بفرسته برای گروه تا برسه دست برادر پاک و معصومش و تحریک بشه تو حموم و دستشویی به کثافت کشیده بشه...

بیاین خودمون باشیم...
فقط به برادر و خواهر و نسلت فکر کن تا جامعه درست بشه و با آسایش خانمت رو بفرستی بازار نه با شک و تردید...

بیاین این پیامو بخونیم و به تمام ایرانیان برسونیم تا ایران بشه کشوری با مخابرات و ارتباطات قوی ولی با خانواده، الان دهه هفتادی هامون همه پسراش خودارضایی میکنن، به ناموس خودشون و بقیه چشم دارن، دختران دبیرستانی مشهد و اصفهان و تهران و شیراز فقط 27 درصد باکره هستن، حتی در کانادا و چین و آلمان درصد باکره گی بالای 50 درصد هست...

نویسنده این پیام :به ذات احد پروردگارم نه بسیجی ام، نه اطلاعاتی ام ، نه کارمند هیچ ارگانی ام ، بلکه مثل همه ضربات زیادی از تحریم و سیاست و نا بسامانی اقتصادی و مملکتی خوردم ولی غیرت دارم و اهل خانواده ام و چیزی که برای خواهر و مادرم نمی پسندم برای ناموس شما برادرانم هم نمی پسندم
اگه عفت و معصومیت دخترت، همسرت، مادرت، برات باارزش ترین چیز دنیاست این پیامو به اشتراک بذار نه واسه لایک نه خداشاهده اصلا کپی کن تو پستات تو هرپستی گذاشتی از +18 تا عاشقانه و جوک... اینم اگه شده واسه یکساعت بذار اگه گفتم داستان سکسی چون فهمیدم این داستانها خیلی طرفدار دارن برابعضیا

نمیگم اجرت با خدا
بلکه میگم جواب همکاریت، یه دختر و همسر پاک و قابل افتخاره و جامعه ای که سالم و با اصالته .…
ادامه
99
4038
1469
2465
  , mr.turki
پنجشنبه 24 اردیبهشت ، 09:25
+
ادامه
مهسا سیدی , mahsamoteahel
پنجشنبه 24 اردیبهشت ، 09:26
بیگ لایک
ادامه
تنهاامید تنهاامید , tanhaomid1
پنجشنبه 24 اردیبهشت ، 09:27
واقعا
ممنون
ادامه
دانشگاه پیام نور آمل , amolpayamun
مگ مگ , magmagclub
لایکا بالا واسه غیرت و انسانیتش.. :(
روزبه فقیه فتحی منجی غریق 23 ساله برای نجات 2 نفر در ساحل قوی انزلی رفته بود ، پس از نجات آنها به دلیل نداشتن تجهیزات و امکانات لازم و تحمل فشار بیش از اندازه دچار ایست قلبی شد و جان به جان آفرین تسلیم کرد ... روحت شاد... فرقی با یه قهرمان نداری روزبه جوان... :((
ادامه
10890
4923
3507
علیرضا صادقپور , ali181924
چهارشنبه 19 تیر ، 09:52
لایک روحش شاد
ادامه
مرجان رضایی , marjan_rsh
چهارشنبه 19 تیر ، 09:52
روحش شاد
ادامه
دانشگاه پیام نور آمل , amolpayamun
پول شوئی و راه های مبارزه با آن
مقدمه:
پول شویی، تطهیر و قانونی جلوه دادن عواید حاصل از رفتارهای مجرمانه می باشد. امروزه پول شویی به دلیل رشد چشمگیر جرایم و اعمال خلاف در سطح جهان، رشد بسیاری یافته است بطوریكه به یكی ازمعضلات حاد اقتصاد جهانی تبدیل شده و رشد و توسعه اقتصاد جهانی را مورد تهدید قرار داده است. به همین دلیل عزم جامعه بین المللی بر مبارزه با آن متمركز شده است و تدابیرمختلفی را برای نیل به این امر بكار برده اند. در ایران نیز مدتی است كه توجه ها به سمت آن جلب شده است. در این مقاله به شناسایی موضوع و راههای مبارزه با آن پرداخته خواهد شد.

تعریف پول شویی (Money Laundry)
پول شویی یك فعالیت غیرقانونی است كه در طی انجام آن، عواید و درآمدهای ناشی از اعمال خلاف قانون، مشروعیت می یابد. به عبارت دیگر پولهای كثیف ناشی از اعمال خلاف به پولهای تمیز تبدیل گردیده و در بدنه اقتصاد جایگزین می شود.

این عمل، یك روش معمول و منطقی برای بدست آوردن سود از فعالیتهای غیرقانونی برای مجرمان می باشد. پول شویان كسانی هستند كه یا خود اعمال خلاف را انجام داده و پولهای ناشی از آن را تطهیر می كنند و یا افرادی هستند كه پولهای خلاف را بطور آگاهانه یا نا آگاهانه در سیستم مالی و اقتصادی كشور وارد میكنند.

خلافكاران از طیف وسیع اعمال غیر اخلاقی و غیر قانونی مانند قاچاق مواد مخدر، تقلبات، ثروتهای قابل مصادره، گروگانگیری، قمار و همچنین اهدای پول به سازمانهای تروریستی و حتی تقلبات مالی در اینترنت و یا دیگر ابزار اطلاع رسانی سودهای كلانی را بدست می آورند. وچون ردپای این افراد در معاملات مالی و بانكی به صورت زنجیروار در وجوه پس انداز شده آنها آشكار می گردد، بنابراین مجرمان از ابزارهای مالی مانند چكها، كارتهای اعتباری (credit card) و كارتهای هوشمند (smart card) اجتناب كرده و به استفاده از پول نقد رو می آورند. پول نقد نیز به علت عدم مزیت نسبت به سایر ابزارهای مالی مانند حجم بالا، مشكلات در حمل و نقل و كاهش قدرت خرید در طول زمان به ناچار به پول شویان داده می شود تا در طی مراحلی به شبكه اقتصادی كشور وارد گردد.

شیوه های پول شویی
با توجه به متنوع بودن روشهای كسب سود از اعمال خلاف، بالطبع شیوه های تطهیر پول نیز پیچیده و متنوع خواهد بود. به عبارت دیگر شیوه های پول شویی، به عواملی چون نوع خلاف انجام شده، نوع سیستم اقتصادی و قوانین ومقررات كشوری كه در آنجا خلاف صورت گرفته و نوع مقررات كشوری كه درآنجا پول تطهیر می شود، بستگی دارد. از معمولیترین و مهمترین روشهای پولشویی این است كه پول شویان برای كاهش جلب توجه مجریان قانون به عملیات پول شویی، مقادیر زیادی پول نقد را به مقادیر كوچكی تبدیل نموده و یا بطور مستقیم در بانك سرمایه گذاری كرده و یا با آن ابزارهای مالی چون چك، سفته و غیره خریده و در مكانهای دیگر سپرده گذاری می كنند.

ازشیوه های دیگر تطهیر پول می توان به سرمایه گذاری موقت در بنگاههای تولیدی - تجاری قانونی، سرمایه گذاری در بازار سهام و اوراق قرضه، ایجاد سازمانهای خیریه قلابی، سرمایه گذاری در بازار طلا و الماس، شركت در مزایده های اجناس هنری و كالاهای قدیمی و انتقال پول به كشورهای دارای مقررات بانكی آزاد مثل كشور سوئیس اشاره نمود. به صورتی كه پول كثیف زمانی كه در فعالیتهای قانونی وارد شده وسرمایه گذاری شود، در طول گردش و دست بدست شدن با پولهای تمیز مخلوط می شود، بطوری كه دیگر شناسایی آن ناممكن می گردد. مراحل عملیات پولشویی بطور معمول در 3 مرحله مكان یابی (Placement)، طبقه بندی یا لایه لایه كردن (Layering) و ادغام (Integration) انجام می پذیرد. مكان یابی به مرحله ای گفته می شود كه پول نقد بطور فیزیكی وارد سیستم مالی می شود. این مرحله در هنگام سپرده گذاری پولهای غیر قانونی در نهادهای مالی اتفاق می افتد. طبقه بندی یا لایه لایه كردن مرحله ای است كه در طی آن درآمدهای نامشروع با یكسری فعالیتهای مبادلاتی به منظور تغییر وضعیت بین وجوه منابع غیر قانونی به اجرا در می آید. به عنوان مثال، نقل و انتقال وجوه بین بانكها جزء این مرحله محسوب می گردد. در مرحله ادغام ، وجوه غیر قانونی با یكسری فعالیتهای تجاری و قانونی به بدنه اصلی اقتصاد تركیب می گردد و در موسسات تجاری قانونی سرمایه گذاری می شود . یكی از روشهای جدید پول شویی از طریق سیستمهای پرداخت شبكه ای (Cyberpayment Systems) می باشد. در این سیستم ها، پرداخت از طریق شبكه اینترنت، شبكه های محلی، ماهواره ای و یا از طریق موبایل صورت می گیرد. پول شویان، بدلیل شرایط خاص این شبكه ها مانند نقل و انتقال بدون واسطه پول و بی نام بودن نقل و انتقالات وجوه و گسترش این نوع سیستم پرداخت در سطح جهان، مراحل گوناگون پولشویی را از این طریق انجام می دهند.

اثرات پول شویی بر اقتصاد كلان
با توجه به فعالیتهای غیر قانونی و بزهكارانه وسیع در دنیا، حجم بزرگی از پولهای در جریان دنیا، پولهای كثیف می باشند. در قطعنامه ای كه در ژوئن سال 1998 در مجمع عمومی سازمان ملل متحد تصویب گردید، تخمین زده شد كه سالانه دست كم 2 میلیارد دلار پول تطهیر می گردد. در نتیجه، وجود این حجم وسیع پول كثیف ناشی ازعملیات پول شویی بالطبع اثرات زیادی درسطح اقتصاد كلان خواهدگذاشت. افزایش پول شویی و جرم و جنایت سبب كاهش تقاضای پول و كاهش معینی در نرخ سالانه GDP می شود. همچنین رشد فعالیتهای زیر زمینی بعلت رشد پول شویی، به دلیل عدم ثبت در GDP سیاستهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد. علاوه بر این پول شویی بر توزیع درآمد در سطح جامعه نیز تاثیر می گذارد. در سطوح وسیع، فعالیتهای غیر قانونی نهفته، درآمد را از پس انداز كنندگان بزرگ به سمت سرمایه گذاران و پس انداز كنندگان كوچگ و یا از سرمایه گذاریهای شفاف به سمت سرمایه گذاریهایی پر ریسك و با كیفیت پایین هدایت می كند و در نتیجه بر رشد اقتصادی تاثیر خواهد گذاشت. همچنین پول شویی سبب آلودگی مبادلات قانونی خواهد شد. بدین صورت كه اعتماد به بازارها و مبادلات قانونی به دلیل آلودگی ناشی از سطح وسیع اختلاس و كلاهبرداری ها مورد تردید قرار خواهد گرفت. همچنین یكی از اثرات منفی پول شویی، فرار سرمایه به صورت غیر قانونی از كشور می باشد. بدین صورت كه پولهای خلاف برای تطهیر و سرمایه گذاری به كشورهای توسعه یافته غربی منتقل می شوند.

روشهای مبارزه با پولشویی
دولتها باید برای مبارزه با پول شویی، یكسری از قوانین و مقرراتی را كه به پول شویی مجال می دهند، تغییر دهند و همچنین با پیگیری یكسری از سیاستها به مبارزه با پولشویی بپردازند. برای تدوین سیاستهای ضد پول شویی، تهیه گزارشات آماری دقیق مورد احتیاج می باشد. سپس باید به تدوین و تصویب قانون ضد پول شویی پرداخته شود. در بسیاری از كشورها، با استفاده از تكنیكهای فنی IMF قوانینی را كه بانكهای مركزی، بانكهای تجاری و ارزی توسط آنها اداره می شود، فرمول بندی كرده اند. برای این منظور باید قوانینی برای بانكداری تصویب گردد كه كلیه بانكها و شعب خارج آنها را از پول شویی دور سازد.

سیاست دیگر، كنترل و نظارت بر ارزهای خارجی می باشد. بدین صورت كه دولتها باید با ارائه تمهیداتی در راس بازارهای مالی قرار گرفته و بر نقل و انتقالات ارزهای خارجی نظارت داشته باشند. اعمال نظارت بر موسسات مالی و بانكها نیز سیاست دیگر مبارزه با پول شویی می باشد. برای این منظور، FATF و كمیته بال برای جلوگیری از استفاده غیر قانونی اعضای سیستم بانكی اعلامیه ای صادر نموده اند. این اعلامیه، همكاری مجریان قانون را در راستای شناسایی مشتریان بانكها و نظارت بر رفتارهایشان را با نگهداری و ثبت اطلاعات مربوطه و گزارش رفتارهای غیر قانونی آنها مورد توجه قرار داده است . زیرا پول شویی در سطح وسیع منجر به آلوده شدن مدیران سیستم بانكی و در نتیجه كل سیستم مالی خواهد شد.

یكی دیگر از سیاستهای كلان دولت، وصول مالیات می باشد. بدین ترتیب كه اصلاح ساختار مالیاتی كشور، سبب جلوگیری از فرار مالیاتی و در نتیجه جلوگیری از ایجاد پول های كثیف و پولشویی خواهد شد.

سازمان بین المللی مبارزه با پول شویی (FATF)
FATF یك سازمان بین المللی مبارزه با پول شویی می باشد. در این راستا، سازمان FATF مبارزه با فعالیتهای غیر قانونی كه دامنه وسیع فعالیتهای اقتصادی را نیز در بر می گیرد، آغاز نموده است. در حال حاضر FATF شامل 31 عضو (29 كشور و2 سازمان بین المللی) می باشد.

اعضای FATF شامل كشورهای آرژانتین، استرالیا، اتریش، بلژیك، برزیل، كانادا، دانمارك، فنلاند، فرانسه، آلمان، یونان، هنگ كنگ، سوئیس، ایسلند، ایرلند، ایتالیا، ژاپن، لوكزامبورگ، مكزیك، هلند، سوئد، نروژ، پرتغال، سنگاپور، اسپانیا، نیوزلند، تركیه، انگلستان و آمریكا و دو سازمان بین المللی اتحادیه اروپا و شورای همكاری خلیج فارس می باشد كه عمدتا مهمترین مراكز مالی جهان محسوب می شوند. سازمان FATF دارای یك دستورالعمل 40 ماده ای می باشد كه كلیه جنبه های مبارزه با پول شویی را در برگرفته و اعضای آن ملزم به انجام آنها می باشند.

مثالهایی از عملیات ضدپول شویی در دنیا
دولتها براساس روشهای متفاوت پول شویی در كشورشان، راههای متفاوتی را نیز برای عملیات ضد پول شویی انجام می دهند. یكی از اصلی ترین روشها، با نام كردن حسابهای بی نام در زمان افتتاح و یا بستن اینگونه حسابها می باشد. این نوع روش ضد پول شویی به خصوص در كشور استرالیا قابل ذكر است. یك مثال عملی دیگر برای وضع قوانین ضد پولشویی می توان به عملیات قوانین محرمانه بانك BSA، (The Bank Secrecy Act) در آمریكا اشاره نمود. بر طبق این قانون به وزیر خزانه داری آمریكا اجازه داده شده است كه برای نظارت هر چه بیشتر موسسات مالی و بانكها، به سندهای شناسایی افراد و پرونده ها و گزارشات محرمانه موسسات مالی و بانكها دسترسی داشته باشد تا افرادی كه حسابهای بی نام گشوده اند شناسایی شوند. (BSA) كه در آمریكا درسال 1970 درواكنش به سوء استفاده نهادهای مالی، برای مبارزه با عملیات غیر قانونی ایجاد شده است، از ابزارهایی مانند ثبت و بازبینی گزارشات، به خصوص در مواردی كه مربوط به فعالیتهای مشكوك و مبادلات پول نقد و ابزارهای پولی بی نام شبیه چكهای مسافری بی نام و گزارشات و صورت حسابهای بانكهای خارجی می باشد، استفاده می نماید. به عنوان نمونه گزارش مبادلات پول در جریان CTR، (Currency Transaction Report) بدینصورت است كه موسسات مالی باید پرونده ای از CTR برای مبادلات تجاری بیش از 10000 دلار داشته باشند و كلیه مبادلات بیش از 10000 دلار در آن ثبت شود. به مورد دیگر می توان به گزارش مبادلات بین المللی پول جاری و ابزارهای پولی CMIR (Report of International Transportation of Currency and Monetary Insurance)، اشاره نمود. (BSA) افراد را ملزم می نماید كه باید هنگام خروج از مرز آمریكا و انتقال پول در جریان و یا دیگر ابزارهای پولی بیشتر از 10000 دلار، آن را اظهار نمایند.

درمیان كشورهای خاور میانه كه سازمان ملل، آنها را در ارتباط با پول شویی نگران كننده تشخیص داده، می توان به كشورهای لبنان، امارات متحده عربی و كما بیش مصر و بحرین اشاره نمود. البته اعلام شده است كه اردن، كویت، عمان، قطر، عربستان سعودی و سوریه نیز باید تحت نظارت و كنترل قرار گیرند. در این كشورها نیز تلاش هایی برای ضد پول شویی در جریان است.

كشور لبنان كه دارای یكی از لیبرالترین و پیشرفته ترین نظامهای مالی در خاور میانه می باشد و از همكاری با FATF نیز خودداری كرده است، در سال 2001، قانونی را مبنی بر جرم شناخته شدن عملیات پول شویی در این كشور به تصویب رساند. علاوه بر این بانك مركزی لبنان نیز با صدور بخشنامه ای، نظارت بر عملیات پول شویی و ارایه گزارش از تمامی عملیات بانكی مشكوك را در دستور كار خود قرار داده است. امارات نیز در یكم دسامبر سال 2000، طی بخشنامه ای تمامی نهادهای مالی را ملزم نمود كه هرگونه معاملات مشكوك را به واحد موارد مشكوك و ضد پول شویی بانك مركزی گزارش دهند و یا هر فرد و یا سازمانی كه مشاركتشان در پول شویی محرز شود، به مشاركت تلویحی یا غیر مستقیم درپول شویی متهم كنند.

جمع بندی و نتیجه گیری
اكتساب پولهای كثیف و تطهیر آن عملی خلاف و غیر قانونی بوده و دارای تبعات منفی بسیاری بر اقتصاد كشور می باشد. به همین دلیل مبارزه با پول شویی مورد توجه جامعه جهانی قرار گرفته است و كشورها برای نیل به این مقصود اقدام به تصویب قوانین و مقررات ویژه ای نموده اند. سازمان بین المللی مبارزه با پول شویی (FATF) كه شامل 29 كشور به همراه اتحادیه اروپا و شورای همكاری خلیج فارس می باشد، دستورالعملی را جهت مبارزه با پول شویی تصویب و اعضا را به رعایت مفاد آن ملزم نموده است. در ایران نیز پولهای ناشی از رفتارهای مجرمانه ای نظیر فرار مالیاتی، ارتشاء، اختلاس، قاچاق كالا و همچنین خرید و فروش مواد مخدر و موارد دیگری از این قبیل وجود دارد كه به دلیل فقدان الزامات قانونی، به سادگی در قالب فعالیتهای مالی و سرمایه گذاری تطهیر گشته و منشاء اصلی آنها گم می شود. عدم مبارزه با پولشویی موجب شیوع بیشتر جرایم شده و تمایل به سرمایه گذاری در فعالیتهای مولد را كاهش داده و موجب تضعیف بنیانهای اقتصادی كشور می گردد. به همین دلیل ضروری است كه با تصویب قوانین و مقررات لازم و همچنین اتخاذ تدابیر مناسب جهت مبارزه با تطهیر پولهای كثیف اقدام شود تا از این طریق عرصه بر رفتارهای مجرمانه تنگ شده و كسانی كه صاحب پولهای كثیف می گردند به سادگی قابل شناسایی باشند.

ادامه
    دانشگاه پیام نور آمل , amolpayamun
    طلاق
    طلاق : یکی از مواردی است که در روابط خانوادگی اسلام ، بحث برانگیز است. از جهت مفهومی و تاریخی ، پیوند طلاق و احکام طلاق را با سایر احکام اسلام بررسی می کنیم .
    طلاق بمعنای از بند رهانیدن است . و در اصطلاح عبارت است از ازاله قید نکاح دائم . به عبارت دیگر طلاق به معنای گشودن پیوند زناشویی با واژه مخصوص یا اشاره و نوشته ایی است که جایگزین آن باشد .
    طلاق جزء احکام تأسیسی اسلام نیست ، بلکه در جامعه ای که اسلام ظهور کرد طلاق موجود بود اما اسلام با ایجاد اصلاحاتی نسبت به آن و مناسب با سایر احکام و مقررات خود ، حکم طلاق را امضاء کرد .
    *طلاق در تمدن های مختلف یا تاریخچه طلاق
    1) در تمدن سومری ها
    2) در تمدن یونانی
    3) در تمدن هند
    § در تمدن سومری ها : طلاق مطلقاً بدست مرد بود و اگر زن خواهان رهایی از پیمان زناشویی می شد او را به مجازات های سنگینی از جمله غرق شدن در آب محکوم می کردند .§ در تمدن یونانی : مرد حق داشت هر وقت که بخواهد زن را طلاق بدهد .
    § در تمدن هندی ها : طلاق سه مرحله را گذرانده است .
    مرحله اول : پیمان زناشویی بصورت جمعی برگزار می شده و در این صورت اصلاً طلاق مطرح نبوده چون مربوط به فرد خاصی نبوده که دیگری را رها کند .
    مرحله دوم : درعصر مادر سالاری در بین هندوها حق طلاق در دست مادر بود.
    مرحله سوم : در دوران پدر سالاری فقط زمانی زن طلاق داده می شود که خیانت همسر ثابت می شد .
    در شریعت یهود بحث به گونه دیگری است . به محض اینکه مرد از زنش ناراضی بشود نیت طلاق کند زن طلاق داده شده محسوب می شود . و اصلاً نیازی به اثبات نیست . گر چه در این شریعت سفارش شده که کمتر زنانشان را طلاق بدهند .
    در دین مسحیت ، اصلاً طلاق وجود ندارد . در دین اسلام از آنجا که اسلام پیوند زناشویی را امری مقدس و ضروری برای آرامش روح و جسم بشر می داند . بی تردید طلاق را امری ناپسند و مبغوض می داند .
    * بررسی و مقایسه اثرات مثبت و سوء تفویض اختیار طلاق به مرد یا زن یا هردو .
    آمار ها نشان می دهد که پس از ازدواج ، هنگام شروع ناسازگاریها ، فکر زنان به سمت طلاق سوق داده می شود اگر طلاق بدست مرد باشد به این دلیل که نسبت به زن کمتر احساسی است آمار طلاق پایین می آید و این یک اثر مثبت است . در اسلام ، طلاق بدست مرد داده شده شاید به جهت اینکه مردان در جامعه بیشتر هستند ،سرپرستی خانواده هم بدست مرد است ، تکالیف و مسئولیت های مالی و سایر مسئولیت ها بر عهده مرد است و اداره خانه با اوست اما با توجه به آثاری که این جهت داشته شاید بهترین راهکار این است که طلاق بدست مرد باشد اما در کنارش موانعی نیز بر سر راه طلاق گذاشته شود تا احیاناً هوس طلاق بر راحتی در سر مرد نگذرد .
    طلاق بمعنای آنست که مرد می گوید تمام تکالیفم را انجام می دهم و یکطرفه از حقوق خود بدون هیچ چشم داشتی می گذرم . پس در این صورت در نظام حقوقی اسلام امکان ندارد که زن بگوید تمام تعهدات و تکالیف خود را انجام می دهم اما تعهدات مرد را نمی خواهم . پس از زندگی می گذرم . بنابراین اگر در نظام خانوادگی اسلام ، طلاق را بدست زن بدهیم باید کل نظام خانوادگی را زیر و رو کنیم که این عملاً امکان پذیر نیست .
    در قرآن سوره ای بنام طلاق وجود دارد . البته این به معنای ترویج و تشویق طلاق نیست بلکه بمعنای ضابطه ضد کردن و ایجاد حد و حصر برای آن است .
    آیه اول از سوره طلاق
    یا ایها النبی إذا طلقتم النساء فطلقوهن لعقدتهن و احصواالعده و اتقوا الله ربکم لا تخرجوهن و لا یخرجن إلا أن یاتین بفحشه مبینه و تلک حدودالله و من یتصد حدود الله فقد ظلم نفسه لا تدری اصل الله یحدث بصد ذلک امرا
    (( وقتی زنان را طلاق می دهید آنها را در عده شان طلاق بدهید و آنها را از خانه هایشان بیرون نکنید .))
    از این آیه سه مطلب استنباط می شود :
    1) طلاق باید در طهر غیر مواقعه باشد .
    2) حساب زمان عده را داشته باشند .
    3) زن در ایام طلاق از حق سکنی برخوردار است .
    آیه دوم از سوره طلاق :
    خداوند خطاب به حضرت رسول (ص) می فرماید : یا زنانتان را طبق عرف و به نحو نیکو و پسندیده نگه دارید یا به نحو نیکو رهایشان کنید .
    در آیه 229 از سوره بقره آمده :
    الطلق مرتان فإمساک بمعرف او تسریح با حسن
    (( تعبیر معروف بکار رفته است که طلاق باید مطلوب عرف باشد .))
    در اولین روایت طلاق به شدت مورد تنفر شارع قرار گرفته است. معروف است که در بین حلال های خداوند هیچ چیز در نزد خدا منفور تر از طلاق نیست . و خداوند افرادی را که سریع طلاق می دهند و باز ازدواج می کنند دشمن می دارد .
    از امام صادق (ع) نقل شده است : خداوند خانه ای که در آن عروسی وجود دارد خیلی دوست دارد و خانه ای که در آن طلاق وجود دارد بسیار دشمن می دارد .
    - خداوند مردان تنوع طلب را مورد نکوهش قرار می دهد .نتیجه اینکه :
    1) طلاق امر جایز و حلال است .
    2) جهت آن پیش خداوند مورد تنفر است زیرا پیوند مقدسی را از هم باز می کند .
    پس در اسلام طلاق گر چه حلال است اما مبغوض است .
    * سوء استفاده مرد از حق طلاق
    طبق ماده 1133 قانون مدنی : مرد هر وقت که دلش خواست می تواند زنش را طلاق بدهد .
    سؤال این است که در این صورت آیا مرد می تواند از این قانون سوءاستفاده کند ؟
    طبق قاعده لاضرر ، هیچ کس نمی تواند ضرر بی دلیل به کسی برساند . بنابر این اینکه قانون حق طلاق را به مرد داده است نمی تواند از این سوء استفاده بکند . زنان بخاطر طلاق ، تحقیر می شوند و باید طبق قاعده لاضرر ، طلاق را محدود کنیم .
    زن می تواند در زمان عقد شرط کند که دارائی هایی که در طول زندگی به دارائی مرد اضافه می شود نصف شوند .
    متن ماده 1133 باید اصلاح شود زیرا راه را برای سوء استفاده باز می کند .در زمان طلاق ، باید ضرر زن را برطرف کرد . برای بیمه کردن زن پس از طلاق باید دارائی هایی راکه پس از ازدواج بوجود آمده شریک دانست و برای سامان دادن اوضاع مالی او ، مستمری یا حقوقی از طرف مرد تا زمانی که در قید حیات است در نظر گرفت .
    طلاق و پیامدهاى شوم آن در سرنوشت فرزندان
    ازدواج از سنت هاى حسنه جامعه اسلامى است و توجه به آن در روایات واحادیث، اهمیت مساله را بیش از پیش آشكار مى سازد. ازدواج علاوه بر آرامش زن و مرد، موجب بقاى نسل و سلامت جامعه مى گردد; چنانكه قرآن مى فرماید:یكى از نشانه هاى خداوند این است كه برایتان همسرى آفرید تا موجب آرامشتان ‏باشد و بین شما الفت و مهربانى قرار داد. (1)
    با وجود تاكید بسیار بر ازدواج، جایى كه پاى شرف، دین و امكان خطر گناه ‏پیش آید، طلاق ضرورت مى یابد. اسلام چون مسیحیت كاتولیك، پیمان ازدواج راناگسستنى نمى داند و یا چون یهود، به بازبودن نسبى درهاى خروجى اعتقادى ندارد; بلكه طلاق را مبغوض ترین حلالها مى شمرد (2) و آن را امرى آسیبى ولىاجتناب ناپذیر مى داند و معتقد است چنانچه در حدى متعارف نگه داشته شود،مى ‏واند حایز نتایج مثبتى براى خانواده وجامعه باشد. (3) در جوامع پیشرفته صنعتى، روابط انسانى و در پى آن روابطخانوادگى از ابعاد معنوى تهى و در نتیجه سست، سرد و آسیب پذیر شده است; تنهاهدف زندگى مشترك، ارضاى خواسته هاى غریزى است و جسم وخواسته هاى آن، محور تمام ارزشها وكوششهاست. چیزى ارزش خوانده مى شود یا به نظر داراى ارزش مى آید كه نیازهاى طبیعى و كششهاى جسمانى راپاسخ دهد; پس بمحض یكنواخت شدن‏روابط جسمانى، طرفین در جستجوى‏سرچشمههاى دیگر تمتع، به پیوندهاى‏دیگر مى‏اندیشند. (4)
    متاسفانه در سالهاى اخیر در كشور مانیز بویژه در شهرهاى بزرگى چون تهران -كه بافت زندگى شهرى آن را به یك جامعه‏صنعتى تبدیل نموده است - آمار طلاق‏نسبت‏به ازدواج، حركتى افزایشى داشته ‏است بطورى كه طبق آمار بدست آمده درسال 1359، از هر 32377 ازدواج، 5260مورد به طلاق منجر شده و در سال‏1360، از 57833 مورد ازدواج، 9414مورد آن به طلاق انجامیده است كه از این‏تعداد در سال 59، 76/15 درصد طلاق به ‏تهران تعلق داشته و 11/7 درصد به كل ‏كشور و در سال 60، 28/16 درصد به‏تهران و 29/8 درصد در كل كشور بوده ‏است. (5)
    دوگانگى وسیعى در آمار طلاق شهر وروستا بویژه تهران و روستا وجود دارد ودر مواردى تا 4 برابر گزارش شده است.علت این دوگانگى این است كه در جامعه‏سنتى، سنتها همچون ستونهاى استوارموجب بقاى خانواده شده است در حالى ‏كه جوامع صنعتى طلاق را نفى مى ‏كنند وموجبات استحكام پیوند زناشویى را نیزفراهم نمى‏آورند; به همین دلیل الگو قراردادن قوانین غربى در جامعه اسلامى ماكار ساز نبوده، از معضلات پى‏آمد طلاق نمى کاهد; زیرا این قوانین مطابق با عرف غرب تدوین شده است و نمى تواندخواسته هاى جوامع اسلامى و سنتى رابرآورده سازد. متاسفانه برخى ازتحصیلكرده هاى این گونه جوامع نیزفریب ظواهر فریبنده این قوانین را خورده،پس از بازگشت‏به وطن بانگ سر مى دهندكه بطور مثال حق طلاق به زن تعلق داشته باشد و... . باید به اینان یادآورى كنیم كه آمار طلاق در خانواده هاى بى سواد و یابالاتر از فوق لیسانس و در میان خانواده هایى كه زن استقلال مالى دارد،بیشتر است. (6)
    خوشبختانه زن مسلمان، از الگوى كامل خویش، بانوى دو عالم حضرت فاطمه زهرا«علیها السلام‏» پیروى مى كند كه به ‏دست مبارك خویش دستاس مى ‏كردند وبراى فرزندانشان لباس مى دوختند. زن جامعه ما علاوه بر رسیدگى به امور خانه،همسر و فرزندان، به اقتصاد منزل چه درخانه بعنوان خود اشتغالى (بافتنى،خیاطى، فرشبافى) و چه خارج از خانه‏كمك موثرى مى‏كند و همواره با رضایت‏كامل ایثار كرده، زندگى را بخوبى در كنارهمسر و فرزندان ادامه مى‏دهد. او مصداق‏این ضرب المثل معروف است كه:
    زن خوب و فرمانبر پارسا كند مرد درویش را پادشا
    عده‏اى از تحصیلكردگان ما كه دادسخن سر مى‏دهند و خواستار یكسان‏شدن قوانین طلاق كشورمان با جوامع‏غربى هستند و دادن حق طلاق به زن،تقسیم دارایى و... را با همسر بعنوان‏پیشرفت و تمدن مطرح مى‏سازند، آگاه‏نیستند كه در غرب آمار ازدواج اصولابسیار پایین است و روابط جنسى از چنان‏آزادى برخوردار است كه تفاوت چندانى‏از لحاظ حقوقى میان فرزندان نامشروع ودیگر فرزندان وجود ندارد و یا اگرازدواجى انجام مى‏گیرد اغلب بر اثرخیانت زن و شوهر و بى‏تفاوتى جامعه به‏این امر به طلاق مى‏انجامد. مرداك، جامعه‏شناس معروف، در بررسى طلاق‏در چهل كشور به این نتیجه رسید كه دربرخى جوامع، افكار عمومى با طلاق‏موافق است و حتى چنان آن را موردتشویق قرار مى‏دهند كه اگر مردى براى‏مدت زیادى با یك زن زندگى كند، مورداستهزا قرار مى‏گیرد. حال این را مقایسه‏كنید با خانواده‏هاى سنتى ما كه با وجودمقصر نبودن در طلاق دخترشان، چنان ازاین قضیه سرافكنده و شرمگین مى‏شوندكه ممكن است‏به خاطر شدت سرزنش‏دختر خود را به بیمارى روانى یا به كام‏مرگ بكشانند.
    جامعه ما طلاق را ننگ و علت آن رامعمولا بى‏كفایتى زن مى‏داند و این مساله‏خود كمك بسیار مؤثرى در حفظ بنیان‏خانواده است; البته اگر ادامه زندگى به‏گونه‏اى با درد و رنج همراه شود كه خودموجب فساد بیشتر گردد طلاق در عین‏مذموم بودن، جایز شمرده مى‏شود. (7)
    در مذمت طلاق پیامبر اكرم‏«صلى الله علیه وآله‏»فرموده‏اند: طلاق ندهید زنان را الا ازتهمتى، كه خداى تعالى ذوا قان را دوست‏ندارد یعنى كسانى كه هر وقت‏خواهندزنى نو كنند از مردان و زنان كه هر وقت‏خواهند شوهرى نو كنند. (8)
    طلاق در لغت جدا شدن زن از مرد،رها شدن از قید نكاح و رهایى از زناشویى‏است. (9) دهخدا طلاق را بیزارى نامه‏مى‏خواند و مى‏گوید در عرف، معناى‏جدایى، از آن در ذهن متبادر مى‏شود.
    بطور كلى طلاق علل متعددى ازجمله علل فرهنگى، اجتماعى وتفاوتهاى تربیتى، ایمانى، اقتصادى،سیاسى و علل زیستى دارد. (10) از دیدجامعه شناسان طلاق پدیده‏اى است‏اجتماعى كه تنها با یك عامل پدیدنمى‏آید و با یك عامل نیز از بین نمى‏رود.از آنجا كه در این گفتار كوتاه به طورمبسوط فرصت پرداختن به طلاق ازدیدگاههاى مختلف نیست، تنها به‏توضیحى كوتاه بسنده كرده‏ایم كه هدف ازآن جلب نظر خوانندگان گرامى به‏پیامدهاى شوم طلاق براى فرزندان است.قبل از توضیح هر یك از عوامل، به‏تقسیم‏بندى زیر توجه شود. (11)
    با وجودى كه در اسلام براى تحكیم‏بنیان خانواده در گزینش همسر، شرایطى‏چون كفو بودن زوجین در شؤون زندگى‏تاكید شده، متاسفانه در خانواده‏هاى مقیدو متدین نیز گاهى بى‏توجهى به این امرمهم دیده مى‏شود.
    طلاق زمانى اسف انگیزتر است كه‏یك یا چند فرزند نیز قربانى این مساله‏هولناك باشند. بنابراین نه تنها لزوم‏پرداختن به علل طلاق ضرورى است‏بلكه‏والدین باید از سرنوشت‏شوم فرزندانشان‏پس از جدایى، آگاه شوند تا شاید اندكى‏به خود آیند و دریابند كه آزادى ایشان ازقید پیمان زناشویى چه غرامت‏سنگینى‏خواهد داشت.
    عوامل طلاق فردی _اجتماعی
    عوامل مؤثر در جدایى همسران رامى‏توان به دو دسته عوامل فردى ومحیطى تقسیم كرد; عوامل فردى عبارتنداز:
    الف: سستى اراده مرد و دهن‏بینى‏او - یكى از نتایج مثبت پیوند زن و مرد،رشد همه جانبه فكرى و شخصیتى آنها درزندگى مشترك زناشویى و گرفتن‏تصمیمهاى مهم و ارزنده در امور مشترك‏خود و فرزندان است. متاسفانه اغلب‏همسران بویژه شوهر به جهت وابستگى‏شدید به مادر و نقش مهمتر او نسبت‏به‏پدر در زندگى گذشته‏اش، بعد از تشكیل‏خانواده مستقل به توصیه‏هاى او گوش فرامى‏دهد و باعث دلسردى همسر خودمى‏شود. چنین امرى باعث نزاعهاى‏خانوادگى، فاصله زوجین از یكدیگر وسرانجام جدایى خواهد شد.
    ب : پرخاشگرى - پرخاشگرى انسان‏كه ناشى از یك واكنش كلى در برابرناكامیهاى زندگى است گاهى در درون وى‏سركوب مى‏شود كه از نظر سلامت روان‏بسیار نامطلوب و خطرناك است، و گاهى‏بصورت انتقادهاى شدید با زد و خورد وفحاشى بروز مى‏كند. متاسفانه چون بر اثرعدم شناخت طرفین در ابتداى زندگى،احساس منفى پرخاشگرى درك‏نمى‏شود، پس از گذشت مدتى كشمكش،طرف مورد پرخاش براى رهایى ازنزاعهاى پى در پى تن به جدایى مى‏دهد.اگر طرفین یكدیگر را درك كنند، مساله‏بمرور بر طرف خواهد شد، بطور مثال‏مرد بر اثر عدم توانمندى در محیط كار، ازطرف كارفرما سرزنش مى‏شود و بااحساس شدید ناكامى وارد محیط منزل‏مى‏گردد; در نتیجه بهانه‏جویى مى‏كند وبگو مگوهاى طرفین آغاز مى‏شود. اگرهمسر با اندكى حوصله و تحمل بتواندریشه پرخاشگرى شوهر را دریابد، سریعاچاره اندیشى نموده، با مهربانى وعطوفت قضیه را حل مى‏كند. اما اغلب‏مسائل اینگونه حل نمى‏شود بلكه خودخانم كه طى روز از فعالیت درون منزل وگاهى هم فعالیت‏خارج از منزل خسته‏است در پى دفاع برمى‏آید; پرخاش‏طرفین به یكدیگر و كشمكش‏ها آغازمى‏شود و در این میان فرزندان بى‏گناه‏قربانى مى‏شوند زیرا ادامه بى‏رویه این امرطلاق را به دنبال دارد.
    در خانواده‏هایى كه این گونه نزاعهاولو خفیف‏تر همواره وجود داشته باشد،نسلى ترسو، مضطرب، ناامید وضعیف‏النفس پرورش مى‏یابد.
    اگر هر یك از طرفین اندكى بیندیشندو مجسم نمایند كه پس از هر گونه رفتارى‏كه از وى سر زند، طرف مقابل چه‏واكنشى را نشان خواهد داد و پس از آن‏چه خواهد گذشت، جلوى خیلى ازاتفاقات ناگوار گرفته مى‏شود، ولى‏متاسفانه بدون اندكى اندیشه، همان‏واكنشهاى سریع به هنگام برخوردها مرتباتوسط زن یا مرد تكرار مى‏شود و هر بارشدت خشونت رفتار و واكنشهاى منفى‏طرفین افزون‏تر مى‏شود بطورى كه چاره‏كار را فقط در جدایى مى‏بینند.
    ج: خودخواهى - این خصلت ازویژگیهاى دوران طفولیت است. كودك دراین دوران باید بتواند بتدریج‏با دیگران‏ارتباط عاطفى برقرار كند و بیاموزد كه درقبال محبت دیگران محبت كند و اطرافیان‏را مورد توجه قرار دهد. هر چه روابط‏اجتماعى او گسترده شود، از خودپسندى‏او كاسته مى‏گردد; بر عكس هر چه روابط‏او محدودتر شود، خودپسندى او بیشترمى‏گردد. (12)
    اگر والدین نتوانند رابطه سالمى را ازلحاظ تربیتى با كودك برقرار نمایند وبالعكس عامل تشدید كننده رابطه یك‏جانبه و نامطلوب براى فرزندشان باشند،كودك در بزرگسالى و در زندگى مشترك‏انتظار دارد چون ایام خوش كودكى، تنها ازطرف مقابل محبت و ایثار ببیند و چون‏خواسته‏اش برآورده نمى‏گردد، اختلاف‏شروع مى‏شود; بویژه اگر هر دو طرف‏داراى چنین خصیصه‏اى باشند خیلى زودنزاعهاى خانوادگى آغاز مى‏گردد.
    د: بیماریهاى جسمى و جنسى - این‏موضوع هم از دیگر عوامل طلاق است.خوشبختانه رافتى كه در خانواده‏هاى‏مسلمان وجود دارد، تداوم بخش زندگى‏زناشویى است; بویژه اگر بیمار، شوهرباشد زن نهایت گذشت و فداكارى را نشان‏مى‏دهد. ولیكن گاه فقر شدید مانع گذشت‏مى‏گردد. متاسفانه طبق آمار به دست‏آمده (13) 75/57 درصد طلاقها بر اثربیمارى نازایى زن بوده است. عطوفت وگذشت زن اغلب مانع از تقاضاى طلاق‏مى‏گردد ولیكن در مورد مردان این مساله‏كمتر صدق مى‏نماید; حتى دیده شده‏بخاطر فرزند، مرد به ازدواج دوم و حتى‏سوم روى آورده است كه غرور زن مانع ازادامه زندگى او شده است و در این حالت‏زن تقاضاى طلاق مى‏كند.
    ه : عامل اعتیاد - معتاد بودن مرد درخانواده از عوامل مهم جدایى است; چون‏این بلاى خانمانسوز باعث مى‏شود كه اوتنها به اعتیاد و بدست آوردن مواد مخدربیندیشد و خانواده برایش هیچگونه‏ارزشى نداشته باشد. زن درمانده نیزبمرور آماده جدایى از همسر مى‏گردد.
    و : انحراف یكى از طرفین - انجام‏اعمال خلافى چون ارتباط نامشروع،دزدى، جنایت و قاچاق مى‏تواند موجب‏جدایى باشد.
    ز: سوء ظن - بدبینى و سوء ظن بیش‏از حد كه غالبا از طرف شوهر سر مى‏زنداغلب بر اثر یادگیرى ایام كودكیست ومى‏تواند پایه‏هاى زندگى مشترك را سست‏نماید. در گذشته، طفل اینگونه رفتار را ازپدر دیده و بتدریج آموخته است و امروزآن را درباره همسر خود به كار مى‏برد.رفتار خیانت آمیز مادر هم مى‏تواند چنان‏آسیبى به روان كودك وارد كند كه او را به‏كرى یا كورى روانى مبتلا سازد، یعنى‏بدون ضایعه‏اى در گوش یا چشم نشنود ونبیند. وقتى كودك در ایام كودكى خیانت‏پدر یا مادر خود را مى‏بیند در جوانى به‏جنس مخالف ظنین بوده، خواهداندیشید كه همه زنها یا مردهاخیانت‏كارند. چنین كسى اصولا از ازدواج‏بیم دارد و اگر بر اثر اصرار مجبور به‏ازدواج شود، سوء ظن بیش از اندازه‏اش‏موجب آزردگى شدید همسر و در نتیجه‏دلسردى او شده، رفته رفته جدایى آنها رافراهم خواهد آورد.
    ح : ارزشها و اعتقادات - نظام ارزشى‏و اعتقادى نیز در زندگى زناشویى امرى‏است كه در فرد بالغ بصورت یكى ازمشخصه‏هاى شخصیتى ظاهر شده وعموما غیر قابل تغییر است. از فردى كه‏بطور مثال در یك خانواده متدین پرورش‏یافته و بمرور زمان اعتقادات و انجام‏تكالیف شرعى برایش به منزله یك اصل‏مسلم در آمده است، نمى‏توان انتظارداشت پس از تشكیل خانواده از عقایدش‏دست‏بردارد. متاسفانه چه بسیارندازدواجهایى كه عدم دقت‏به این اصل مهم‏در ابتدا زن و شوهر را دچار مشكل‏اساسى مى‏كند و هر یك از طرفین درصدد تغییر دیگرى برمى‏آید غافل از آنكه‏راه عبثى مى‏پیماید; البته توبه و متحول‏شدن انسانها در اسلام این نوید را به دختریا پسر آماده ازدواج مى‏دهد كه پس ازازدواج همسر خویش را دگرگون ساخته واز وى فردى متدین و معتقد سازد ولى‏گاهى این عمل میخ بر سنگ كوفتن است‏و تداوم زندگى را غیر قابل تحمل‏مى‏سازد. عوامل فردى بسیارى باعث‏جدایى مى‏شود كه از حوصله این مقاله‏بدور است.
    در این راستا مسائل جانبى یااجتماعى نیز همواره نقش مهمى دراختلال روابط همسران دارند كه مى‏توان‏به برخى از آنها اشاره كرد; از جمله:
    الف . عدم استقلال اقتصادى، كه‏نتیجه آن زندگى زوجین با اعضاى خانواده‏همسر مانند پدر، مادر و مشكل‏تر از آن‏خواهران و برادران همسر است. این‏زندگى با بحران اولیه كه همان عدم‏استقلال فكرى است، آغاز مى‏شود و درانتظار جرقه‏اى است تا آتش بحران‏شعله‏ور گردد. از آن فاجعه آمیزتر هنگامى‏است كه مادر زن یا مادر شوهر، همسرخویش را از جوانى از دست داده باشد و بامشقت و فقر فرزندش را بزرگ كرده باشد;چرا كه انتظار محبت و رسیدگى بیشترى‏از فرزند خود دارد و اگر فرزند - معمولاشوهر - نتواند با مدیریت صحیح، رعایت‏احترام به مادر و همسر را با هم جمع كندو موجب برانگیختن حسادت دیگرى‏شود، پس از گذشت زمان به‏كشمكش‏هایى فراوان براى پیروزى درجلب حمایت طرف خواهد انجامید.مشكل زمانى به اوج مى‏رسد كه شوهر درتصمیم گیرى به سوى مادر كشانده شود.البته خوشبختانه در خانواده‏هاى متدین‏كه فرزندان همواره به پیروى از آیات واحادیث و سرمشق قرار دادن بزرگترها وبه تبعیت از آیه «و بالوالدین احسانا»احترام مادر و پدر را فریضه دانسته و آنهارا مقدم بر خویش مى‏دانند كمتر اختلاف‏بروز مى‏كند; ولیكن شیوع طلاق درخانواده‏هاى غیر مذهبى به مراتب بیشتراست و چاره كار مدیریت صحیح شوهراست كه بتواند در عین احترام به همسرمحبت‏به مادر را نیز داشته باشد.
    ب . دوستیهاى خانوادگى - گاهى‏دوستیهاى زوجهاى جوان با دیگردوستان و یا افراد مجرد بقدرى از حداعتدال خارج مى‏شود كه منجر به ایجادزمینه‏هاى گناه و در نتیجه طلاق‏مى‏گردد; بویژه آنكه در اینگونه روابطمساله حسادت اطرافیان و دوستان نیزافزوده شود.
    ج . بیماریهاى لاعلاج اطفال -متاسفانه هنگامى كه معلول جسمى یاذهنى در خانواده متولد مى‏گردد، زوجین‏بشدت احساس گناه نموده و هر یك‏سعى دارد دیگرى را عامل معلولیت فرزندمعرفى كند; در عین حال همه افرادخانواده را ترك كرده تمام توجه خویش رابه كودك معلول معطوف مى‏سازد. این امرمعمولا در مادر بیشتر دیده مى‏شودبطورى كه همسر و دیگر فرزندان رافراموش مى‏كند. پس از گذشت زمان‏ناچار شوهر براى كسب محبت‏به دنبال‏پناهگاه دیگرى مى‏گردد و متاسفانه خودعاملى براى جدایى مى‏شود.
    د. مشاجرات لفظى و نزاعها یكى ازعوامل بسیار مهم در طلاق نزاعها وكشمكشهاى زوجین بر اثر عدم درك‏متقابل و در عین حال پایین بودن سطح‏فرهنگ آنهاست; بویژه آنكه زن در این‏راستا به استقلال اقتصادى نیز رسیده‏باشد. متاسفانه 57 درصد طلاقهایى كه‏اداره آمار دادگسترى منتشر كرده است،بعلت عدم تفاهم در خانواده‏هاى كارمندان‏و كارگران بوده است. (14) كه نیاز به تحقیق ومطالعه بیشترى دارد. البته عوامل جدایى‏را نمى‏توان به تنهایى موجب طلاق‏دانست‏بلكه ممكن است هر یك از آنها ویا جمعى از آنها در یك مجموعه به نام‏«بهم ریختگى خانواده‏» ظاهر شده، چونان‏موریانه در درون درخت تنومند زندگى‏عمل نماید و وقتى زوجین به خود آیندكه از زندگى جز پوسته‏اى پوك و شكننده‏چیزى باقى نمانده است و با كوچكترین‏تلنگرى از هم پاشیده مى‏شود.
    منظور از گفتار فوق، بررسى اجمالى‏علل طلاق و هدف اصلى توجه دادن‏عاملان طلاق به این سؤال است كه: آیالحظه‏اى از قلمرو خودخواهى بیرون‏آمده‏اید تا دیگران هم براى شما اهمیت‏داشته باشند؟ آیا جگر گوشه‏اى كه‏وجودش از شماست‏برایتان هیچ ارزش واعتبارى دارد؟
    لحظه‏اى به خود آیید و به دنبال راه‏فرار براى آزادى از قید ازدواج نباشید. شماخواهرم، برادرم بویژه شما خواهرم بانگ‏بر نیاور كه چرا آنقدر قوانین جلوى جدایى‏سنگ اندازى مى‏كنند؟ چرا نمى‏توان ازبند زندگى مشقت‏بارى كه بر وجودم‏سایه شوم افكنده، رها شوم؟
    باید هشدارى داد به افرادى كه هیچگاه‏نخواسته‏اند اندكى مسؤولیت‏خطیرزندگى زناشویى را تحمل نمایند و باكوچكترین ناملایمتى بانگ جدایى سرمى‏دهند. اینان متاسفانه به رشد و بلوغ‏شخصیت نرسیده‏اند. ازدواج را بسان‏بازیهاى ایام خوش كودكى مى‏پندارند وتكرار بازى برایشان لذت آور است.
    نتایج تحقیقات وسیعى كه انجام شده‏و همچنین تحقیقى كه بوسیله نگارنده درمورد 50 تن از فرزندان خانواده‏هاى‏مطلقه بصورت طولى و طى 12 سال‏صورت گرفته است، عدم سلامت روان‏كودكان طلاق را در آینده نشان مى‏دهد.دلیل آن نیز نیاز كودك به زندگى درمحیطى سرشار از عشق و محبت است‏ولیكن برعكس شبانه‏روز در نزاعهاى‏شدید والدین و در بدترین وضعیت‏روانى بسر مى‏برد.
    این زندگى سراسر آشفته از او فردى‏بى اعتماد، ترسو، گوشه‏گیر، پرخاشگر ومتزلزل مى‏سازد زیرا هرگز طعم ثبات رادر زندگى نچشیده است. كودك هر لحظه‏بیم رها شدن را دارد چرا كه قدرت‏تجزیه و تحلیلش آنقدر رشد نكرده كه‏بتواند با دلیل قانع كننده‏اى به‏قضایاى اطراف بپردازد. او نمى‏تواندمنشا محبت‏به دیگرى باشد.
    ذات نایافته از هستى بخش كى تواند كه شود هستى‏بخش
    آمار به دست آمده (15) نشان مى‏دهد كه‏40 درصد طلاقهابین سنین 19-26 سال و80 درصد آن تا 45 سالگى رخ مى‏دهد.
    در سالهاى نخست ازدواج بر اثربى‏تجربگى، شناخت طرف مقابل كمترمیسر است در نتیجه خواسته‏ها كمتر موردتوجه قرار مى‏گیرد. زوجهاى جوان هنوزبه بلوغ شخصیتى نرسیده‏اند و لذت وراحتى زمان مجردى را فراموش نكرده‏اند.براى دلسوزى خویش از وضعیت آشفته‏زندگى فرصت‏بیشترى دارند; لذا در این‏سنین منحنى طلاق عكس منحنى ازدواج‏است و هر چه بر سنین زوجین افزوده‏مى‏شود امر طلاق كمتر صورت مى‏گیرد،بطورى كه در سنین میانسالى و كهنسالى‏اغلب مرگ موجب تنهایى زن و شوهرمى‏شود و در این زمان است كه بر اثرعلاقه، عادت و تفاهم هیچكدام قادر به‏ترك دیگرى نیست. كودكانى كه والدین رابر اثر جدایى از دست مى‏دهند اغلب درسنین 1 الى 10 ساله هستند. كابوس‏تجدید میثاق والدین، در این كودكان بیدادمى‏كند، ترس از رها شدن در ذهنشان‏ریشه دوانده است و براى انتخاب یكى ازوالدین دچار تعارض مى‏گردند. آنها پس ازطلاق والدین همچون توپى به مادربزرگ، عمه، مادر، پدر و دیگران پاس داده‏مى‏شوند. در چنین وضعیتى چگونه‏مى‏توان ثبات را به مفهوم واقعى از اوطلب كرد. كودك در چنین شرایطى است‏كه وجود مشترك والدین را مى ‏طلبد به هراقدامى متوسل مى‏شود، عمل خلاف‏انجام مى ‏دهد، لجبازى مى‏كند، از خوردنامتناع مى‏كند، به درس بى توجه مى ‏شود،بهانه مادر را مى ‏گیرد تا شاید پدر را واداربه آشتى نماید. متاسفانه پدر در ین‏حالت‏بسرعت وارد عمل مى‏شود وعجولانه به زندگى دوم تن در مى‏دهد. وباز هم كودك مى‏ماند و كوهى ازمشكلات، زیرا بمجرد ازدواج دوم،نامادرى به فكر فرزند جدید و دور نمودن‏طفل شوهر از پدر مى‏افتد پس از گذشت‏زمانى كوتاه همان كسى كه براى نگهدارى‏فرزند به این خانه وارد شده است، آنچنان‏وضعیتى ایجاد مى‏كند كه پدر را وادار به‏سپردن طفل به دیگران مى‏كند. كنایه‏هاى‏اطرافیان مرتبا در گوش این طفل غوغامى‏كند، نفرت و خشم از والدین سراسروجودش را فرامى‏گیرد و به فكر انتقام ازخویش و دیگران بر مى‏آید. او به همه‏مردان و زنان بدبین و مشكوك است. اگرمادر عامل جدایى بوده او را عنصرى پلیدو گناهكار مى‏داند. در آینده ممكن است‏به تحصیلات عالى و شغلى موجه دست‏یازد ولیكن ریشه سوءظن و بدبینى‏هیچگاه از وجودش رخت‏برنخواهدبست.
    او كه ناظر نزاع والدین و رهایى آنان‏بدون اندكى ایثار بوده و ناسازگارى را دركودكى تجربه كرده است، چگونه مى‏تواندروحیه گذشت را در خویش بپروراند؟ اوهمواره ترسى ناشى از تهمت‏شباهت‏به‏مادر یا پدر را با خود همراه دارد; در نتیجه‏در روابط زناشویى، فردى خوار و زبون‏است. اینگونه روابط، رابطه مطلوبى درزندگى مشترك نخواهد بود چون درخانواده علاوه بر گذشت، دارا بودن‏روحیه تفاهم، طرفین را به تكامل‏مى‏رساند نه منفعل شدن به معناى تام.زدگى از هر كارى، از جمله تحصیل، نوع‏دیگرى از نتایج جدایى والدین است. دراین حالت فرزند رها شده براى كسب‏آرامش درونى به دامان انحرافات كشانده‏مى‏شود. تجربه نشان داده است كه پسران‏آمادگى بیشترى براى ابتلا به «مشكلات ‏رفتارى ‏» دارند. سرنوشت چنین فرزندانى‏شوم و هولناك است و وقتى به خودمى‏آیند كه به دهها نوع آلودگى گرفتارشده ‏اند.
    به جوانان توصیه مى ‏شود اگر قادرنیستید انتخاب شایسته‏اى كنید و اگرنیاموخته‏اید دیگرى را دوست‏بدارید وروحیه الفت و عطوفت در خانواده ایجادنمایید، تامل كنید. حال اگر ازدواج كردیدو دریافتید انتخاب شما غلط بوده وكامیابى شما در جاى دیگریست دربچه دار شدن اندكى درنگ كنید. تصورنكنید كه فرزند به شما و خانواده روحیه ‏تفاهم مشترك را خواهد آموخت و ضامن خوشبختى شما خواهد شد. خیر! چون ‏متاسفانه پس از جدایى ممكن است جسم فرزند باقى بماند و روح او براى همیشه ‏آزرده و شكننده شود.
    خوشبختانه با افزایش خانواده‏هاى‏متدین و با ایمان، در زندگیهاى جدید به‏ارزشهاى اسلامى اهمیت داده مى‏شود ورضاى خداوند اصل مهم تلقى مى‏شود،در نتیجه آن خانه بر اثر رضاى خداوند،سرشار از بركت و شادابى مى ‏گردد.
    باز هم به جوانان بویژه خواهرانى كه متاسفانه خواهان تغییر و آسان ‏تر كردن‏قوانین‏دادگاههاى خانواده به شیوه‏غربى‏اندتوصیه مى‏شود به هنگام بستن پیمان ‏مقدس ازدواج دقت كنید كه هر چه این‏پیمان با ارزشهاى انسانى و اسلامى قرین‏باشد، رشته‏هاى آن تا ابد ناگسسته خواهدماند; به راههاى درست وصل بیندیشید وتصور یافتن طرق سهل گسستن را براى دیگر جوامع بگذارید.





    پى ‏نوشتها:
    1) و من آیاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجالتسكنوا الیها و جعل بینكم مودة و رحمة ان فى‏ذلك لآیات لقوم یتفكرون (روم، 20)
    2) ابغض الحلال عند الله الطلاق
    3) ساروخانى - دكتر باقر: طلاق و پژوهشى درشناخت واقعیت و عوامل آن، ص 100
    4) همان منبع، ص 120
    5) همان منبع، ص 34
    6) همان منبع
    7) داناى علمى - منیژه: موجبات طلاق درحقوق ایران و اقلیتهاى غیر مسلمان
    8) لا تطلقوا النساء الا من ریبة فان الله لا یحب ‏الذواقین و الذواقات (شیخ طوسى، تفسیر مجمع‏البیان، ج 1، ص 304
    9) فرهنگ عمید، ذیل طلاق
    10) قائمى - دكتر على: روزنامه كیهان،25/1/76، ص 7
    11) ساروخانى - دكتر باقر: طلاق و پژوهشى درشناخت واقعیت و عوامل آن، ص 112
    12) علیرضا كرمى - رضا كرمى نورى:روانشناسى تربیتى ویژه مراكز تربیت معلم،صص 74-88
    13) اداره آمار قضایى دادگسترى جمهورى اسلامى ایران، سال 1360
    14) ساروخانى - دكتر باقر: همان منبع، ص 59
    15) توزیع طلاق در تهران در سال 1365، ادار ه آمار قضایى دادگسترى جمهورى اسلامى ایران


    ادامه