دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab

دو کلام حرف حساب

دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab

دو کلام حرف حساب

50,340نــــفــــــر
پسندیده اند
50,340نفر پسندیده اند
بیشتر
سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم ، هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید . "لقمان"سخنان سودمند را باید نشر کرد مانند افشاندن تخم گندم ، هر چند آب و هوا و زمین به رویاندن و بار آوردن دانه ها یاری نکند باز در گوشه و کنار خرمن ، سنبلها و خوشه های معدود سر دهد و خواهد رویید . "لقمان"مشاهده کامل مشخصات
10 تیر 1392
شعار روشنگری این است كه توانایی دنبال كردن فهم خود را داشته باش.

كانت

اعضاء

  •   , liverpool_e_man
  • داوود الماسی , davud1921365
  • ماهان       , ali1977
  • کامران صادقی , payam_amini
  • فرشـته جــون , fereshte_s17
  • سالومه جون , neda891
  • سینا س , sinahmadi
  • مهدی صفائی , mdsco2006
  • محمد دی , laday
  • کسری یوسفی , makhmal
  •   , bieddea
  • نادر                , naderafshari
  • لیلا نامدار , leila_nn2001
  • بهار                     , lovelybahar
  • احسان نادری , esigonzales
  • حسین  , seadhossein
  • حمید م , hamidahmad
  • حسین صفایی پور , 25042
  • سعید کریمی , rasoulta
  • افشین  , afshin_9811
  • علی  , oskarlian
  • ئه سرین چاوجوان چاوجوان , gooleakh
  • کامیار کرمی , q71
  • سیامک   , raha_eftekhari
  • امیر سجودی , abc0987
  • علی  , shabanehayeman
  • مرد اردیبهشتی , aliakbar2006
  • سحر آ , copol68
  • سعید نظری , aliakbar_011
  • پویا  , poya9999
  • مهدی کویتی , kuwaity
  • یاسر رضایی , martinjan
  • کیومرث جاویدان , surenaazizi
  • مرتضی دل آرام , mortezadelaram
  • رضام  , reza_delbar67
  • آرش  , pirooozi
  • ح می د   , nico
  • احسان وحیدی , ehsan146
  • فرامرز م , mirmarad_2020
  • شهاب آریامن , reza_robatjazi
  • میثم  , meisam_jun
  • شهرام م , parsareza
  • حسن بی نام , hektormeet
  • میران  , sabuhe
  • صابر تهرانی , saber_1
  • فرشید کیانی , nasimshb
  • غریب برزنجی , gharib55
  • فرهاد  , omiddd55
  • سارا س , fatema50
  • امیر  , amirnegro
  • 50340 نفر

    morebox img



تبلیغات

دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab
  , m_l_y
[http://www.aparat.com/v/WxTdX]
اولین قدم ها و تلاش ها برای یادگرفتن هر چیزی سخت به نظر می آید مگر شوق آموختنش در آدمی باشد. آن وقت است که هر تلاشی هرچند ناموفق با شهدی شیرین در می آمیزد..
زبان فارسی برای من از آن دست بود. سخت و طاقت فرسا.. باید شوق می یافتم برای آموختنش. کم استعدادی عجیبی بروز می دادم و این برای پدر ناگوار بود. می توانستم ناامیدی مطلق از دختر دردانه اش را در چهره ی مردانه اش ببینم . برایش به مثابه شکستی فاجعه بار بود، این را خودم بیش از هرکسی می فهمیدم.
همیشه شوقی مشترک برای یادگیری هر امری در ما وجود داشت. هرچه که به من می آموخت با شوقی وصف ناپذیر انجامش می داد و من هم که یاد میگرفتم سرشار از اشتیاق بودم اما این بار همه چیز یکطرفه بود.

در گوشه ی خانه غرق در تفکرات شبه فلسفی کودکانه ی خودم بودم که پدر برای مادرم از شگفتی زبان فارسی می گفت و من سعی میکردم در ذهنم با صدای بلندتری فکر کنم تا این گفتگوی ملال آور را نشنوم .. اما توجه م جلب شده بود و دیگر مجال گریز نبود.

پدر از گوته، نیچه، نوالیس، دونوای، هوگو، لامارتین و شیفتگی شان نسبت به ادبیات فارسی می گفت و من زمانی که به خودم آمدم دیدم همه ی تفکرات فلسفی کودکانه ام به زبان فارسیست. دیگر ادبیات فارسی خلوت کودکانه ام را در ربوده بود.. وجودم را شوق فراگرفته بود و به هر کلمه ی فارسی در اطرافم با حرص و ولع وصف ناپذیری چشم میدوختم.
با گلستان سعدی شروع کردیم و این بار من آکنده از شوق و شیفتگی و پرسش.. گویی روح القدس در پدر حلول کرده باشد. در من اما انگار روح همه ی شیفتگان ادبیات فارسی بیدار شده بود.
شب های زیادی تا سحرگاه خلوتی سه نفره داشتیم.. من، پدر و گنجینه ی تمام نشدنی ادبیات فارسی..

-------------------

پس از پست :

مرحوم سید حسن حسینی در کتاب " سکانس کلمات " این طور میگوید :

واقعاً دلم برای کسانی که فارسی زبان مادری آن ها نیست می سوزد. وقتی که در مولانا غوطه می خورم و بر حافظ میتنم و در بیدل شناوری می کنم..!
آنچه برشکوه مقدس این زبان گه گاه خدشه ای وارد می کند، سخت شکنجه ام می دهد.. سیاست ! کاش همه ی سیاست مداران دنیا برای خودشان زبانی خاصی اختراع می کردند و دروغ ها و دورنگی هایشان را به همان زبان خاص این سوی و آن سوی می پراکندند!
فارسی معصوم تر از آن است که این همه دروغ را بی دریغ برگرده ی ظریف و دلنشینش بار کنند..!
من به زبان فارسی نه تنها حرف می زنم و حرف می شنوم، بلکه با این زبان به راحتی می نویسم ! و این نوشتن چه تقدس عمیقی می دهد به زبانی که شیرینی اش را در لحظه لحظه ی زندگی ام حس کرده ام. به فارسی می اندیشم.. به فارسی فریاد می زنم و حتی سکوت می کنم.. سکوت من سرشار از عبارات جنینی و هنوز زاده نشده ی فارسی است!

--------------------------------

پیشنهاد :

وقتی نبودم به این زبان یادم کن..!

-----------------------------------------------

دعا :

امروز به دیروز زبان می فخریم
ای کاش، نگرییم به فردای زبان..
ادامه
99
22
25
9
سالار سالاری , mohsensalar62
چهارشنبه 25 مرداد ، 15:29
مثل گنجشکی که طوفان لانه اش را برده است/ خاطرم از مرگ تلخ جوجه ها آزرده است...
ادامه
بهنام مولر , x_10
چهارشنبه 25 مرداد ، 15:18
باورش خیلی سخته......
ادامه
آیدا آیدا , aydairany
سه شنبه 24 مرداد ، 22:02
یکی ب من میگه چی شده؟
ادامه
دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab
میگن که , migan_ke
خاطره‌ها به سمت درد می‌روند. خاصیت انسان این است که رنج را بزاید و تکثیر کند. زایمان‌های پی‌درپی را دوست دارد. دلش می‎خواهد چندقلوهای محنت کشیده‌اش را بنشاند جلوی رویش و بگوید: چقدر رنج کشیده‌ام. انسان دوست دارد رقت‌انگیز باشد و برای خودش دل بسوزاند. به ناکامی‌هایش فکر کند و اشک بریزد و حتی به خودکشی‌اش در زمانی نامعلوم فکرکند. آدمی خیالاتش را تا جایی پرورش می‎دهد که بتواند چهره‌ مغموم بستگان و دوستانش را هم بعد از رفتنش تصور کند و آن‌لحظه است که برای مرگ خودش زیرگریه می‌زند. چه موجودی را سراغ داری که تا این حد، دلش برای خودش بسوزد؟

ساحل رحیمی پور
بیدار شدن به وقت وین
ادامه
دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab
میگن که , migan_ke
پرویز گاهی اوقات زندگی برایم مثل یک کابوس تلخ و کشنده می شود دلم می خواهد حرف هایم را باور کنی دلم می خواهد مرا آن طور که دلم می خواهد دوست داشته باشی حالا که دارم این نامه را برای تو می نویسم اشک از چشم هایم می ریزد و نمی دانم چرا گریه می کنم همیشه همین طور هستم حتی وقتی می خواهم حرف های روزانه ام را بزنم بغض گلویم را می گیرد بدون شک عاملی هست که مرا رنج می دهد ولی خودم نمی فهمم هیچ علت حالات و روحیات عجیب خودم را نمی فهمم دیشب نشسته بودم فکر می کردم و پیش خودم گفتم حتما علتش این است که تنها هستم و تنهایی باعث تفکر و ناراحتی من شده تو زودتر بیا ...

اولین تپش های عاشقانه ی قلبم
نامه های فروغ فرخ زاد به پرویز شاپور
ادامه
25
1
6
ازاده  , az1363teh
سه شنبه 24 مرداد ، 11:00
ادامه
دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab
داشت خانه و زندگی‌اش را از دست می‌داد،
آن لذت ناب حمام‌کردن را،
آن قابلمه‌های مسی را که بالای سکوی وسط آشپزخانه آویزان بود،
خانواده‌اش را.
میان چارچوب در ایستاد و به دقت همه‌چیز را ورانداز کرد.
قدرشان را ندانسته بود.
چطور این اتفاق افتاده بود؟
به خودش قول داده بود قدر همه‌چیز را بداند
و حالا یادش نمی‌آمد این قول را چه روزی فراموش کرده بود.
آیا این بار می‌توانست از پس‌اش بربیاید؟

جاشوا فریس - بی‌نام
_________________________________________________
از لینک زیر می توانید مطالب ما را در رسانه دنبال کنید دوستان:
ادامه
48
2
16
خسرو خسروی , sina.1377
چهارشنبه 13 اردیبهشت ، 12:49
ممنونم از اینکه بهم لطف داشتی
ادامه
ازاده  , az1363teh
سه شنبه 24 مرداد ، 11:02
به خودش قول داده بود....
ادامه
دو کلام حرف حساب  , 2kalamharfehesab
تصور این موضوع که سرنوشت بشر می‌تواند با تدابیر عقلانی، تغییر مسیر یابد و راه صواب را در پیش گیرد، زندگی را به‌معنی واقعی ناممکن می‌سازد.
ادامه
36
2
10
سولماز  , 65_solmaz
پنجشنبه 21 فروردین ، 22:47
لایک
ادامه
ازاده  , az1363teh
سه شنبه 24 مرداد ، 11:03
واقعا...
ادامه